گزارش ایسنا از آسایشگاه معلولان ذهنی در روز جهانی معلولان

با من حرف بزن

با من حرف بزن به گزارش جوان بین دستمو محكم گرفت و برد سمت تخت یكی از دخترها، نشاندتم روی زمین، جلوی كشوهای كمد قهوه ای كه نمی توانست درش را باز كند. چشمم به ناخن های لاك زده قرمزش افتاد. نمی توانست حرف بزند اما بغلم كرده بود و اصرار داشت لاك دوستش ˮ گلیˮ را بردارم و به ناخن هایم بزنم.


به گزارش جوان بین به نقل از ایسنا، پرتو، شیده، باران، گلی، شیما، بهزاد و جواد و.... «بچه های آسمان» هستند. متر و خط كش زندگی شان با متر و خط كش ما فرق دارد؛ شادمانه می خندند و دو سه نفرشان كه می توانند به مدرسه بروند خوشحال اند كه بامداد ها سرویس به دنبالشان می آید و انگار دنیا را به آنها می دهند وقتی مربی و معلمشان را می بینند.
اینجا در آسایشگاه معلولین ذهنی «بچه های آسمان كامران» كه اغلب شان بی سرپرست هستند ۱۰۰ كودك چند معلولیتی را نگه داری می كنند؛ از سه و چهار تا ۱۴ سالگی. البته وقتی سنشان بالا می رود دلشان نمی خواهد از این آسایشگاه به آسایشگاه بزرگسالان بروند، چون همینجا بزرگ شده اند و به آن احساس تعلق دارند. "شیده" یكی از همین هاست و در حالیكه قیافه اش ۱۳ ـ ۱۴ سال را نشان می دهد، ۲۵ سال دارد؛ این را بعدا از زبان مادریارها شنیدم.
بلوز و شلوار قرمز به تن دارد و وارد محوطه آسایشگاه كه می شوم با صدای بلند "سلام" می كند و می خواهد كه به سمت تختش بروم. چند كتاب رنگ آمیزی كودكانه و یك دفتر نقاشی دارد. با ذوق كودكانه نقاشی هایش را نشانم می دهد، در یكی از صفحات دفترش یك قلب قرمز بزرگ كشیده كه وقتی از او می پرسم این قلب برای كیست، سكوت می كند.
اینجا فقط سه چهار نفر از بچه ها مانند "گلی" می توانند صحبت كنند. چند روز پیش تولدش بوده و تا مرا می بیند بادكنك هایی كه هنوز به سقف چسبیده اند را نشانم می دهد. به زحمت دفتر نقاشی اش را از ساك پلاستیكی كنار بالشت اش در میاورد و نشانم می دهد. به سختی می گوید كه «خانم قهرمانی كمكم می كنه و دلم می خواد مثل خانم قهرمانی، معلم بشم.»
به طبقه سوم می روم. می گویند "بهزاد" به كلاس اول و "جواد" به پیش دبستانی می رود. بهزاد را صدا می كنند. پسربچه ای زیبا با موهای طلایی جلو می آید و دست می دهد. خیره شده به ضبط صوت ام. می پرسم اسمت چیه؟ كه انگشت اشاره اش را بالا می برد و می گوید «بهزاد قلی زاده حاضر!». موقع رفتن از كنارش می پرسم «اینجا كدوم خاله رو بیشتر دوست داری؟». لبخند می زند و می گوید: « تو رو دوست دارم.»
گوشه سمت چپ اتاق یك دختر بچه تمام مدت از پشت میله های بلند و سفید تختش به من زل زده و از دور نگاهم می كند. به سمتش می روم. یكی از مادریارها می گوید كه اسمش "باران" است. « سلام باران، حالت خوبه؟ چه لاك نارنجی قشنگی به دستات زدی.» دستانم را می گیرد، به گونه هایش می چسباند و می گوید «با من حرف بزن!». چند دقیقه ای كنارش می مانم...
از محل مراقبت بچه ها خارج می شوم. مسئول پرستاری آسایشگاه می گوید: «بچه ها از طیف های مختلف معلولیت ذهنی و چند معلولیتی هستند؛ برخی فلج مغزی و برخی سندروم داون دارند. هر كدام به فراخور وضعیت روانی و جسمی شان داروهایی را دریافت می كنند كه داروی تشنج و كنترل رفتار از این جمله اند.»
مسئول بخش نگهداری از این كودكان هم با اشاره به اینكه مادریاران مراقبت های اولیه مانند تعویض پوشك، ملحفه و مراقبت از بچه ها و رسیدگی های لازم را انجام می دهند می گوید: كار اینجا دشوار می باشد. ۱۸ سال است در این كار هستم و بچه ها را دوست دارم. به بچه ها وابسته ام و آنها هم همینطورند و بزرگ كه می شوند دوست ندارند از اینجا بروند.
یكی از مادریارها هم كه یك سال و دو ماه است در این آسایشگاه كار می كند از اینكه عاشق بچه ها شده می گوید: «حدود چهار سال است در این مجموعه ام. ابتدا كار برایم خیلی سخت و فضا سنگین بود. ولی كم كم عاشقشان شدم و نتوانستم این كار را كنار بگذارم. گاهی كه شیفت كاری ام كمتر می گردد طاقت نمی آورم و دلم تنگ می گردد. فرزندانم می گویند اینقدر كه بچه های آسمان را دوست داری ما را دوست نداری».
كمالی، قائم مقام مدیرعامل مجموعه بچه های آسمان كامران هم با اشاره به محبت خالص و عشق ناب این بچه ها می گوید: اگر ماهی یكی دو مرتبه به بچه ها سر بزنید شما را كاملا می شناسند و در خاطرشان می ماند. محبت این بچه ها خالص است. این موسسه از سال ۱۳۷۸ به صورت رسمی شروع به كار كرده و الان ۴۰۰ مددجو در آسایشگاه های خود داریم. بهزیستی بواسطه هر فرد ۶۰۰ هزار تومان یارانه می پردازد كه آنهم مرتب نیست.
وی با اشاره به مشكلات اداره یك اسایشگاه چند معلولیتی می گوید: آسایشگاه كرج و تهران استیجاری هستند. بتازگی زمین دو هزارمتری از وزارت راه در چیتگر خریداری كردیم تا هر دو آسایشگاه را به آنجا منتقل نماییم و امیدواریم خیرین نیكوكار كمك كنند تا آنرا بسازیم. تامین ماهانه ۶۰ میلیون تومان اجاره فارغ از مخارج نگه داری كودكان در این مركز بسیار مشكل است اما چطور می توانیم بچه ها را رها كنیم؟ ما یك موسسه مراقبتی هستیم و چهار صد چشم، بامداد ها همزمان با ما باز می گردد و آنها خوراك و پوشك نیاز دارند و این امر شوخی ندارد.
كمالی افزود: ما پشت نوبتی هم داریم اما بیشتر از این ظرفیت نداریم. معلولان نیازمند توجه اند. جزیره قشم ۲۵۵۰ معلول دارد و هیچ مركزی در آنجا وجود ندارد و از ما تقاضای حمایت داشتند. آسایشگاه های بچه های آسمان با هزینه شخصی تولید شده اند اما حالا كه توسعه یافته اند نیازمند حمایت است.

از آسایشگاه كه بیرون می آیم دلم پیش بچه های آسمان جا می ماند...




1397/09/12
14:06:07
5.0 / 5
17
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۲
javanbin.ir - حقوق مادی و معنوی سایت جوان بین محفوظ است

جوان بین

اخبار جوانان و نوجوانان