سلیم غفوری:

معتقد به کاهش و ریزش مخاطبان سیما نیستم

معتقد به کاهش و ریزش مخاطبان سیما نیستم مدیر شبکه افق با بیان آنکه برخلاف گفته ها اعتقادی به کاهش مخاطبان سیما ندارم، درباره بازگشت چهره های ممنوع التصویر به رسانه ملی اظهار داشت: استفاده کردن یا نکردن از نیروها حق هر مدیری است.


به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون ایرنا، سیدسلیم غفوری بعد از سپردن سکان مدیریت شبکه مستند در خرداد ماه ۱۳۹۵، در مردادماه ۱۳۹۹ مدیر شبکه افق شد. شائبه هایی در روزهای آخر اسفند ۱۴۰۰ از طرف رسانه های رسمی کشور عنوان شد که او را بعنوان معاون سیمای بعدی رسانه ملی معرفی می کردند. هرچند که وی در گفت و گو با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) این مسئله را تکذیب نمود.
سیاست های کلان در عرصه معاونت سیما همیشه منتقدان و موافقانی از همه جناح ها، گرایش ها و نگرش های فکری داشته است. همین طور ورود به قرن جدید و سیاستی که رسانه ها در دوران تعدد و تکثر رسانه ای و رقابت سختی که میان آنها برای جذب مخاطب است ما را بر آن داشت تا به گفت و گو با این مدیر تلویزیونی بنشینیم.
او همین طور در زمینه عدالت محوری در شبکه های سیما بر این مساله تاکید دارد که باید تلویزیون، تعدد و تکثر شبکه های آنرا در قالب یک رسانه واحد ببینیم. هر چند بر این مساله تاکید می کند که هر شبکه سیاست، راهبرد و کارکرد خودش را دارد؛ اما این را نیز به تعریف می نشیند که تمامی شبکه ها از سیاست واحد رسانه ملی - معاونت سیمای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران - پیروی می کنند.
غفوری همین طور برخلاف نظر برخی از منتقدان در خصوص کاهش و ریزش آمار مخاطبان تلویزیون و جذب شدن آنها به دیگر رسانه ها، بر این مساله تاکید می کند که کاهش و یا افزایش مخاطبان شبکه های سیما ارتباط مستقیمی با برنامه های شبکه ها و همین طور فراز و فرودهای جذب و یا دفع مخاطبان بواسطه کیفیت همان برنامه ها دارد.
همه این ها و بیشتر را در گفت وگویی صریح با سلیم غفوری مدیریت شبکه افق به بحث گذاشتیم.
تلویزیون از گفت وگوهای نرم شبانه خالی شده نشده، فُرم آنها تغییر پیدا کرده!
فارغ از سکانداری شما بعنوان مدیر شبکه افق، سلیم غفوری در رده مدیران باسابقه سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قرار می گیرد و شناخته می شود. پس پرسش هایم را با محوریت سیاست ها و رویکرد های مدیریتی در معاونت سیما رسانه ملی، از شما بعنوان یکی از مدیران باسابقه سازمان صدا و سیما و سکاندار شبکه های تلویزیونی استوار می کنم. شما پیش تر در گفت و گو با ایرنا به این مساله اشاره داشتید که شبکه های سیما برای جذب مخاطب بیشتر در صورت تامین بودجه به سمت تولید برنامه هایی مانند رئالیتی شوها، مسابقات تلویزیونی و سریال های نمایشی می روند. اما مدتی است که فضای معاونت سیما و شبکه های تلویزیونی از برنامه هایی چون گفت وگوهای شبانه خوب یت به قول مدیران تلویزیون «گفت وگوهای نرم شبانه» و پرمخاطب مثل پارک ملت یا رادیو هفت تهی شده است. دلیل این امر را به چه صورت ارزیابی می کنید؟ آیا این اتفاق را در امتداد سیاست های کلان سازمان می بینید یا پای مسائل مالی در بین است؟
با تهی شدن موافق نیستم. معتقدم سبک برنامه ها عوض شده است. بعنوان مثال برنامه محاکات که از آنتن شبکه دو سیما پخش می شود، بر همان نگاه روایت گونه و گفت وگوی شبانه استوار است اما فُرم آن تغییر پیدا کرده است. یا فرض کنید برنامه ای مثل خندوانه یا دیگر برنامه ها در شبکه های مختلف؛ همه آنها به اشکال متفاوت گفت وگوهای نَرم شبانه ای هستند که با شکل وشمایل دیگری تولید و روی آنتن می روند.
بعضی از آنها پرمخاطب تر هستند. مثل خندوانه. برخی آن گونه که باید مخاطب جذب می کرده هنوز نتوانسته در جذب مخاطب موفق باشد. البته آن دوره ای که برنامه ای مثل پارک ملت روی آنتن بود؛ هنوز این تعداد شبکه نداشتیم و تعداد شبکه های تلویزیونی ما خیلی کمتر بود. به همین سبب آن برنامه ها بیشتر دیده می شد و شانس بیشتری برای ارتباط با مخاطب خود داشت.
اما نگاه کلی من آنست که این طور نیست که تلویزیون از گفت وگوهای نرم شبانه خالی شده باشد. این دسته از برنامه ها وجود دارند و در فرم تغییر پیدا کرده اند.
پیش از ادغام باید بررسی دقیقی نسبت به ماموریت شبکه صورت گیرد


شما معتقدید تعدد و تکثر شبکه ها موجب توزیع مخاطب و نه کاهش آماری آنها بعنوان مخاطبان بالقوه صدا و سیما شده است. با یان نگاه می خواهم به مساله دیگری اشاره کنم که طی چند وقت اخیر در محتوای برنامه های تلویزیونی شاهد می باشیم. آن هم بحث ادغام هایی ست که در بخش های خبری شبکه های معاونت سیما صورت گرفته است. مقوله ای که چرایی و دلیل آن برای عموم مردم بعنوان مخاطبان بخش های خبری در شبکه های مختلف سیما پاسخ داده نشده است. البته زمزمه هایی هم در معاونت صدا وجود دارد که شاهد ادغام برخی از شبکه های رادیویی خواهیم بود. با این رویکرد؛ ادغام ها را به چه صورت ارزابی می کنید؟ اصلا با ادغام موافقید؟
پیش از پاسخ به این پرسش بار دیگر به این مساله تاکید می کنم که تعدد شبکه های سیما موجب توزیع مخاطب می شود. کم شدن مخاطب با توزیع شدن آنها متفاوت می باشد.
اما در مورد ادغام ها بعنوان محور پرسش شما باید تاکید کنم، ادغام حتما باید خیلی دقیق و درست صورت گیرد. ادغام هم می تواند خوب باشد و هم بد!
پیش از ادغام ابتدا باید بررسی دقیقی نسبت به ماموریت شبکه و هر برنامه ای که در بحث ادغام قرار گرفته صورت گیرد. در آن بررسی چه برای شبکه ای رادیویی و چه برای شبکه ای تلویزیونی باید نسبت به ماموریت، اهداف شان و آن ماهیت و هویتی که هم اکنون از آن برخوردار می باشند استوار باشد و صورت گیرد. سپس نتیجه گیری شود لازم است ادغامی صورت گیرد و اگر لازم نیست؛ نیازی هم نیست که به سمت آن حرکت کنند.
لازم نیست همه شبکه های ما ۶۰ درصد مخاطب داشته باشند!
پیشتر هم گفتم که بالاخره پرمخاطب ترین گونه برنامه سازی در تلویزیون گونه نمایشی است. اما بالاخره طیفی هم هستند که به گونه نمایشی علاقه ای نداشته باشند. بطورمثال به دنبال برنامه اندیشه محور باشند. تلویزیون باید در ساعات مختلف این امکان را به مخاطب بدهد که آن چیزی که تمایل دارد را روی آنتن ببیند. کسی کار نمایشی دوست دارد چنین آثاری را ببیند. کسی که گفت وگوی شبانه دوست دارد به سمت این آثار برود. کسی که برنامه سیاسی دوست
اما اگر مساله اصلی و سوال اصلی این است که آیا این تعدد شبکه ها خوب است یا خوب نیست، بار دیگر تکرار می کنم که لزوماً اتفاق بدی نیست. ممکنست که تعدد شبکه ها موجب شود تا مخاطبان در شبکه های مختلف توزیع شوند اما این مسئله ایرادی ندارد. مگر همه شبکه های ما باید ۶۰ درصد مخاطب داشته باشند؟دارد، برنامه ای برای خواست و مطالبه او وجود داشته باشد. این همان فلسفه تعدد شبکه هاست که اصل آن اتفاق بدی نیست. چونکه این تنوع شبکه ای چنین امکانی را برای مخاطبان و سلایق مختلف فرام می کنند تا در ساعات مختلف برنامه های مختلف و مورد علاقه شان را روی آنتن کل تلویزیون پیدا کنند.
ممکن است که نقد شما این باشد که فلان شبکه از ماموریت اصلی خود خارج شده و برنامه ای یا برنامه هایی را پخش می کند که با ماموریت آن شبکه مرتبط نیست. اگر چنین چیزی باشد باید مصداقی بررسی نماییم تا مرتفع شود و این بالطبع به سیاست کل تلویزیون برمی گردد. اما اگر مساله اصلی و سوال اصلی این است که آیا این تعدد شبکه ها خوب است یا خوب نیست، بار دیگر تکرار می کنم که لزوماً اتفاق بدی نیست. ممکنست که تعدد شبکه ها موجب شود تا مخاطبان در شبکه های مختلف توزیع شوند اما این مسئله ایرادی ندارد. مگر همه شبکه های ما باید ۶۰ درصد مخاطب داشته باشند؟
مرجعیت رسانه ای برای کل تلویزیون نه برای یک شبکه!
پس با این رویکرد شما مبحث مرجعیت رسانه ای و مرجعیت خبر در رسانه ملی چه می شود؟
مرجعیت رسانه ای برای کل تلویزیون نه برای یک شبکه! تعدد شبکه ها اتفاقاً به مرجعیت رسانه ای کمک می نماید. کسی که دنبال یک برنامه تخصصی مانند اقتصاد یا سیاست است باید به همان میزان برنامه مد نظرش را روی آنتن شبکه های تلویزیونی پیدا کند تا فردی که مشتاق برنامه های نمایشی و سرگرمی است.
واقعیت آنست که کل تلویزیون با تمام شبکه هایش یک رسانه است
یعنی شما با این رویکرد، ادغام بخش های خبری را توجیه می کنید؟
مرجعیت رسانه ای یعنی چه؟!... مرجعیت رسانه ای یعنی آنکه عموم مخاطبان و مردم شامل متخصصان، غیر متخصصان، خانواده ها، گروههای مرجع و همه اینها بتوانند در ساعات مختلف، مخاطب تلویزیون باشند و خوراکی باب ذائقه و سلیقه خود داشته باشند.
حال ممکنست یک شبکه ای سهمش ۵ درصد مخاطبان از آنتن باشد و شبکه ای دیگر سهمش ۷۵ درصد شود. این ایرادی ندارد! اگر ما کل تلویزیون را یک رسانه ببینیم که واقعیت نیز همین است که کل تلویزیون یک رسانه است؛ اینکه یک شبکه خیلی پرمخاطب است و یکی، کم مخاطب است ایرادی ندارد. چون ماموریت شبکه ها با یکدیگر متفاوت می باشد.
به عنوان مثال آیا شبکه سلامت مقرر است فقط برنامه هایی در زمینه سلامت تولید و پخش کند. تا فقط مخاطبان خاص و مشتاق حوزه سلامت تماشاگر آن باشند؟! یا نه، سیاست آن شبکه آنست که مقرر است عموم مخاطبان در ساعاتی از روز برای گرفتن پاسخ های خود در زمینه سلامت جسم، روح و روان بدانند می توانند به آن شبکه مراجعه کنند.
این مشخص می کند که سیاست و راهبرد کلی شبکه سلامت چیست و آن شبکه نیز می داند که کارکرد خودش را دارد و حتما کارکردش با شبکه ای مانند آی فیلم که مدام درحال پخش سریال است متفاوت می باشد. خب در این میان ممکنست شبکه آی فیلم پرمخاطب تر از شبکه سلامت باشد؛ پس این به سیاست و راهبرد شبکه ها باز می گردد و این ایرادی نیز به این مسئله وارد نیست.
این نگرش در زمینه خبر نیز صدق می کند. ما در معاونت سیما و در زمینه خبر، یک شبکه تخصصی خبر داریم که دائم خبر پخش می کند. حالا در شبکه های اصلی مان نیز بخش های خبری تعریف شده که مخاطبانی که طی روز اخبار را دنبال می کند آن جا نیز می توانند به آن بخش خبری مراجعه کنند. اما فرض کنید ساعت ۱۲ ظهر اگر می خواهید از خلاصه اخبار، قسمتی از خبری یا خبرهای روز تا آن ساعت را باخبر شوید می توانید به شبکه خبر مراجعه کنید.
باید در نگاه آماری مخاطب کل تلویزیون را ببینید
برای این طرح این پرسش، بار دیگر شما را بعنوان مدیری باسابقه در معاونت سیما خطاب قرار می دهم. شما به برنامه ای مانند خندوانه بعنوان برنامه ای پرمخاطب اشاره کردید. ۳ سال پیش در بخش مسالقه خنداننده شو این برنامه میزان پیامک های ارسالی مخاطبان عدد ۳۰ تا ۴۰ میلیون نفر را نشان می داد. در صورتیکه امسال این عدد به ۲ تا ۳ میلیون پیامک رسیده است. این نشان دهنده خروج این شبکه از راهبرد، کارکرد و سیاست هایش است و یا تعدد و تکثر شبکه ها و توزع مخاطبان موجب این کاهش و ریزش شده است؟ آیا مخاطبان تلویزیون خوراک شان را از ماهواره می گیرند؟
تلویزیون را باید یک کل ببینیم. شما باید در نگاه آماری مخاطب کل تلویزیون را ببینید و بگویید مجموعه شبکه ها و برنامه های تلویزیونی بعنوان مثال ۱۰ سال پیش چند درصد مخاطب داشت، امروز چند درصد مخاطب دارد.
بر این نکته که قبل تر عنوان کردم تاکید می کنم، کل شبکه های تلویزیونی یک رسانه واحد است، نه هر یک از شبکه ها! درست است که هر شبکه یک ماموریت رسانه ای دارد اما در نهایت همه شبکه ها زیر مجموعه یک رسانه و آن هم معاوت سیما در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هستند.
کاهش ۵ درصدی مخاطبان تلویزیون طی ۱۰ سال اخیر در اوج و فرود بوده است


یعنی در همین کل شبکه هایی که شما به آنها اشاره می کنید کاهش مخاطب را قبول ندارید؟
اگر کاهش و ریزش مخاطبان در بین شبکه های تلویزیون هم وجود داشته باشد خیلی کم بوده است. حرفم برمبنای آماری است که تمام آنها انتشار یافته است.
تلویزیون ۱۰ سال پیش در سال ۱۳۹۰، مخاطبی بین ۸۲ تا ۸۳ درصد داشته است و طی گذشت ۱۰ سال اخیر این آمار به ۷۷ درصد رسیده است. این ۴ تا ۵ درصد کاهش مخاطب هم به قول معروف در اوج و فرود است. زمانی بیشتر و زمانی کمتر می شود.
کما این که شما برخی از همین برنامه ها را دنبال می کنید. همین برنامه خندوانه که نام بردید. در اطرافیان تان بسیار افراد می بینید که آنرا مشاهده می کنند. برخی از شبکه ها ممکنست که مخاطبان شان کمتر شده باشد و بعضی در نقطه مقالب با افزایش مخاطب مواجه بوده اند.
به عنوان مثال شبکه مستند در این سال ها با رشد مخاطب مواجه بوده و ممکنست یک شبکه مخاطبانش درصدی کاهش پیدا کرده باشد. اما اگر کل تلویزیون را رسانه ای واحد ببینیم به نظرم با کاهش مخاطب مواجه نبوده است.
درباره مباحثی که اطلاعی ندارم؛ اظهار نظر نمی کنم
برویم به سراغ چالش هایی که معاونت سیما رسانه ملی و ساترا با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارند. این چالش ها به جایی رسیده است که در برخورد با شبکه نمایش خانگی؛ تلویزیون از یک سو شبکه نمایش خانگی را رقیب خود می بیند و از طرف دیگر می خواهد بر آن نظارت داشته باشد! این دوگانه و تناقض را از دید یک مدیر رسانه ملی چگونه ارزیابی می کنید؟
من در مورد اتفاقاتی که در ساترا می افتد و چه عملیاتی آن جا به وقوع می پیوندد اطلاعی ندارم. بدین سبب درباره این مساله هر اظهارنظری کنم، اظهارنظر دقیقی نخواهد بود. کسی باید درباره این مساله پاسخ دهد که اطلاع دقیق داشته باشد. نه فقط از ساترا که از حوزه نمایش خانگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز اطلاعی ندارم!
مناظره یعنی شنیدن حرف ها و پاسخ دادن به آن؛ برای اقناع مخاطب
به مفهوم عدالت و اجرای آن در زمینه برنامه سازی بپردازیم. پیش تر در گفت و گو با ایرنا به این مساله اشاره کردید در برنامه های سیما از شبکه شبکه متبوع خودتان (شبکه افق) در قالب سیاست و رسالت آن شبکه، اگر مجری یا برنامه ای خطایی کرده باشد در برنامه بعدی اصلاحیه انجام می شود. حال به سیاست معاونت سیما در این خصوص باز گردیم. بعنوان مثال دو چهره اصلاح طلب برای پاسخ دادن به اتهاماتی که به آنها زده شده است به برنامه ای دعوت می شوند. نوع برخورد مجری از طرز گویش، پرسش و نظایری از این دست موجب می شود که در خلال برنامه زنده آن دو میهمان استودیو برنامه را ترک کنند. آیا این سیاست را سیاستی عدالت محور می دانید یا خیر؟!
دو بزرگواری که در برنامه حضور پیدا کرده بودند طی ۳۰ الی ۴۰ دقیقه موارد خودرا مطرح نمودند و تاکید داشتند که مواردی که میهمان قبلی درباره آنها بیات کرده کذب بوده و نکات غلطی را عنوان کرده است.
بعد از صحبت دو میهمان مدعو، آن میهمان قبلی روی خط آمد و گفت نسبت به مواردی که مطرح کردم سند دارم و صحبت هایم مستند است. طبعا اگر ما در همان برنامه پاسخ میهمان قبلی را نمی گذاشتیم این روند ادامه دار می شد و باید بار دیگر در برنامه بعد می گفتتیم تا او حضور پیدا کند و این روند به هیچ وجه شکل حرفه ای در برنامه سازی نیست. سردبیر برنامه به این نتیجه و تصمیم رسید که در همین برنامه هر حرفی که مقرر است زده شود، عنوان و گفته شود و درنهایت همه طرف ها به یک نقطه پایانی و مطلوب برسند. پیش از برنامه هم سردبیر با آن دو میهمان مدعو صحبت کرده بود که به فراخور بحث میهمان تلفنی روی خط خواهد آمد و نکاتش را مطرح می کند. این چیزی نیست که از آنها پنهان مانده باشد. طبعا زمانی که میهمانان آمدند و نکات خودرا مطرح نمودند، آن فرد هم برای اثبات صدق یا کذب بودن حرف های روی خط آمد و ادله اش را بیان کرد. که در میانه برنامه شاهد بودینم به آن دو میهمان برخورد و بلند شدند و از استودیو خارج شدند. به نظرم عکس العمل آنها عکس العمل منطقی نبود.
این که نمی گردد که ما ۱۰ برنامه مدام میزبان آنها و نفر مقابل باشیم و در همان برنامه باید به یک سرانجامی می رسیدیم. چون مدعی اول نکاتی داشت، آمد روی خط و این مساله چیز عجیبی نیست بگذاریم او حرف هایش را بزند. اگر آن دو میهمان مدعو هم نکته ای داشتند می توانستند که پاسخ آن فرد را باردیگر بدهند مجری هم گفته بود اگر نکته ای هست پس از این ارتباط تلفنی نکات خودرا بفرمایند. اما آنها برنتابیدند و رفتند! اساساً مناظره همین است. آن برنامه شکل مناظره پیدا کرد. مناظره همین است که دو طرف در یک برنامه نسبت به یکدیگر نکات شان را مطرح کنند و مخاطب جمع بندی کند. این فرصت برای آن دو بزرگوار فراهم بود که پس از صحبت های آن خانم نکات خودرا مطرح کند. آن برنامه فرم مناظره پیدا کرده بود.
این که نمی گردد که ما ۱۰ برنامه مدام میزبان آنها و نفر مقابل باشیم و در همان برنامه باید به یک سرانجامی می رسیدیم. چون مدعی اول نکاتی داشت، آمد روی خط و این مساله چیز عجیبی نیست بگذاریم او حرف هایش را بزند. اگر آن دو میهمان مدعو هم نکته ای داشتند می توانستند که پاسخ آن فرد را باردیگر بدهند مجری هم گفته بود اگر نکته ای هست پس از این ارتباط تلفنی نکات خودرا بفرمایند. اما آنها برنتابیدند و رفتند!
استفاده کردن یا نکردن از نیروهای هر شبکه حق هر مدیری است
صراحت و صداقت تان برای من بعنوان پرسشگر بسیار جذاب است. خیلی آنی نکته ای به ذهنم رسید. با چهره های ممنوع التصویر سازمان و بازگشت شان موافقید؟ بطورمثال عادل فردوسی پور...
ببینید نخست آنکه این را باید از مدیر شبکه سه سیما بپرسید. اینکه مدیر شبکه سه سیما تصمیم گرفته از عادل فردوسی پور استفاده نماید یا نکند به نگرش و استدلال های آن مدیر بازمی گردد. البته می دانم که آقای عادل فردوسی پور هنوز برنامه دارند. من چون آدم ورزشی نیستم واقعاً از حوزه ورزش آن چنان باخبر نیستم. اما به هر حال هر مدیر شبکه ای ممکنست بهر دلیلی تصمیم بگیرد یکی از عوامل خود مانند تهیه کننده، مجری یا میهمان را به خدمت نگیرد. اینکه حالا چرا او تصمیم می گیرد که از خدمات یک فرد بهره ببرد یا نه باید از مدیر مربوطه ابتدا پرسش شود که چه ملاحظه ای داشتی که از فلان فرد استفاده نکرده اید؟ او نیز اساسا دلایلی برای این عدم استفاده داشته است؟
استفاده کردن یا نکردن از نیروهای هر شبکه حق هر مدیری است. ببینید فرض کنید دبیر یک بخشی در خبرگزاری ایرنا؛ آیا این حق را دارد که بگویید از این خبرنگار استفاده می کنم یا خیر؟ ممکنست بگوید این خبرنگار بسیار خبرنگار خوبی است اما با سلیقه من تطابق ندارد. یا نه این خبرنگار آن کاری که من درست می دانم را نمی تواند به خوبی انجام دهد. یا نه این خبرنگار به لحاظ خلق وخو با من همراه نیست. یا این خبرنگار سیاستی که من می خواهم آنرا اجرائی کنم را نمی تواند پاسخ گو باشد.
شما بعنوان دبیر ایرنا، سیاستی دارید و می خواهید آن سیاست را پیش ببرید. به لحاظ گفت و گو، به لحاظ تهیه خبر و تهیه گزارش و... ممکنست دبیر بگوید این خبرنگار بسیار عالی است اما به هر کدام از دلایلی که گفتم نمی خواهد از این خبرنگار استفاده نماید. این حق را به نظرم باید برای مدیر هر شبکه ای در نظر گرفت.
تمام مطالبی که فرمودید کاملاً درست؛ درباره بازگشت شان پرسیدم؟
عرض کردم، این مساله بستگی به سیاست هر مدیری دارد که سکان دار یک شبکه می شود. ممکنست مدیر دیگری در هر شبکه ای بیاید و بگوید من از آن تهیه کننده ای که مدیر پیشین از او استفاده نمی کرد، می خواهم استفاده کنم و یا برعکس... این به حوزه مدیریت هر مدیری برمی گردد. این همان مثالی که درباره خبرگزاری ایرنا زدم. شما ممکنست در مقام سردبیر از یک خبرنگار استفاده نکنید و سردبیر بعدی که جای شما حضور پیدا کند ممکنست بخواهد که از همان خبرنگار استفاده نماید. بستگی به این دارد که آن فرد در قالب ماموریت های آن سازمان انجام وظیفه می کرده یا نه؟ یا این که آن سازمان عملکرد آن خبرنگار را درست ارزیابی کرده یا خیر؟
رسانه های همگانی باید حضور و تعمل با مخاطب را در قرن جدید جدی تر بگیرند
به عنوان سوال پایانی؛ به قرن پانزدهم وارد شده ایم. افق رسانه را در قرن جدید چگونه ارزیابی می کنید؟
این مسلم است که اساسا در قرن جدید رقابت بسیار زیاد می شود. رقابت از آنچه که امروز وجود دارد هست بسیار بسیار بیشتر خواهد شد. یک قرن ۱۰۰ سال را شامل می شود و اساسا حتی ممکنست من در همان دهه نخست آن نیز نباشم. شتاب و رشد تکنولوژی طی ۲۰، ۳۰ سال اخیر انقدر سریع و زیاد بوده که ممکنست اتفاقاتی در عرصه رسانه بیافتد که برای ما غیر قابل پیش بینی باشد.
مثلاً از عمر اندروید ۱۰ تا ۱۲ سال می گذرد. ۲۰ سال پیش آیا فکر می کردیم کل رسانه های دنیا در موبایل ما حضور داشته باشند؟ یا همه اتفاقات را در موبایل ببینیم؟ از صدا، تصویر، عکس، فیلم، خبر و... یا حتی خود بدل به تولیدکننده رسانه ای شویم! طی همین ۱۴ یا ۱۵ سا اخیر و پس از حضور شبکه های اجتماعی به مفهوم امروز؛ اساساً فضای رسانه ای بسیار متحول شده است. هر شهروندی خود تبدیل به یک رسانه و تولیدکننده رسانه ای شده است. اساسا آدم ها به فراخور کارهایی که می کنند خروجی متفاوتی دارند.
بنابراین اینکه واقعاً در قرن پیش رو چه اتفاقی مقرر است بیافند دقیقاً نمی توان پیش بینی نمود. اما یک چیز کاملاً واضح است و آن اینکه این رقابتی که پس از حضور شبکه های اجتماعی و رسانه های مبتنی بر وب شکل گرفت حتما بیشتر خواهد شد. این کار رو برای رسانه های برودکست (همگانی) خیلی مشکل تر می کند.
معتقدم رسانه های همگانی نیازمند آن هستند در فرم و محتوا خود دقت بسیار بیشتری داشته باشند. طراحی ارائه تفکر خودرا تغییر دهند. باید حضور و تعامل با مخاطب در رسانه را جدی تر بگیرند. این ها اتفاقاتی است که اساسا باید مورد توجه قرار گیرد.

1401/01/16
10:06:22
5.0 / 5
254
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۱ بعلاوه ۴
جوان بین Javanbin
javanbin.ir - حقوق مادی و معنوی سایت جوان بین محفوظ است

جوان بین

اخبار جوانان و نوجوانان