شروط فرزندنیاوردن و طلاق زن اول موجب باطل شدن عقد می شود؟

شروط فرزندنیاوردن و طلاق زن اول موجب باطل شدن عقد می شود؟ جوان بین: ازدواج از دیدگاه حقوقی، یك عقد است و هنگام عقد، یعنی گره خوردن دو اراده برای یك واقعه حقوقی، هر یك از طرفین می توانند شرایطی را بیان كنند كه در صورت قبول طرف مقابل و خلاف شرع و قانون و «مقتضای عقد» نبودن، آن شرط، قسمتی از عقد قلمداد می شود.



امید سلیمی بنی: یكی از مسایلی كه این روزها درباره شرایط ازدواج دهان به دهان می چرخد، مطلبی است كه یك نماینده مجلس درباره شرط ضمن عقد ازدواج بیان كرده و گفته بعضی از اشخاصی كه در راه تاهل قدم برمی دارند، هنگام عقد ازدواج، شرط می كنند كه «فرزند نیاورند». به بیان حقوقی، شرط ضمن عقد نكاح را «عدم فرزندآوری» بیان می كنند.
فارغ از اینكه آیا نماینده مزبور واقعا چنین سخنی گفته یا اصلا چنین شرطی هنگام عقد ازدواج كسی ثبت شده یا نه، باید به برخی نكات درباره شرط ضمن عقد نكاح توجه كرد، چون بنظر می رسد در شرایط فعلی جامعه از منظر اقتصادی و اجتماعی كه تغییرات و ضروریات تازه ای را در جامعه شاهدیم، امكان دارد از این دست بحثها، باز هم پیش بیاید، كما اینكه الان می بینیم بعضی از موسسات كلاسهای آموزش چندهمسری برگزار می كنند تا خانواده های با تعدد زوجات را آموزش دهند. از این دست مسایل جدید، درباره سوژه بسیار كهن ازدواج و تشكیل خانواده، باز هم ممكنست پیش بیاید. در این گزارش با زبان ساده، به بعضی از مشكلات درباره شروط ضمن عقد نكاح كه در جامعه بیشتر مورد پرسش قرار می گیرد می پردازیم. هر چند باید باز هم تكرار كرد كه پیچیدگی های زیاد فقهی و حقوقی در این بحث وجود دارد كه مدنظر ما نیست.

ضمن عقد ازدواج چه شرطهایی می توان بیان كرد؟
همانطور كه بیان شد، ازدواج یا به تعبیر حقوقی، عقد نكاح، با گره خوردن دو اراده یا اراده دو نفر برای یك واقعه حقوقی كه اینجا نكاح یعنی تشكیل خانواده است، شكل می گیرد. در نكاح، به صورت معمول و شرعی، یك مرد و یك زن تصمیم می گیرند با همدیگر خانواده شوند كه این عقد به صورت دو نوع كلی انجام می شود. دائم و موقت.
در هنگام عقد دائم كه بیشتر مد نظر جامعه است، می توان شروطی از طرف دو نفر (زن و شوهر) بعنوان شرط ضمن عقد نكاح مطرح شود. البته باید در نظر داشت كه طبق قانون مدنی، هیچ شرطی نباید خلاف مقتضای عقد یا نامشروع و غیرقانونی باشد.
باید در نظر داشت بطور كلی سه نوع شرط در هنگام عقد نكاح می توان بیان كرد. گروه اول شروط صفت است. یعنی داشتن صفت خاصی در یكی از طرفین عقد (زن یا شوهر) بعنوان شرط ضمن عقد مطرح شود كه در گزارش «فریب در ازدواج، از ازدواج پنهانی قبلی تا داشتن كلاه گیس» به بعضی از آن مسایل پرداختیم.
گروه دوم شرطهای ضمن ازدواج، شرط فعل هستند. یعنی برمبنای آن، یكی از طرفین عقد، بر انجام یك عمل یا عدم انجام یك عمل، ملزم می شود. به عبارت دیگر، هنگام جاری شدن صیغه عقد، یكی از طرفین، به انجام عمل خاص یا عدم انجام عمل خاصی، خودرا متعهد می كند. مانند آن كه هنگام ازدواج، زن شرط می كند كه شوهر حق ندارد به فلان شغل خاص یا شغلی كه خلاف شئون زوجه است، اشتغال داشته باشد یا به صورت متقابل، مرد چنین شرطی را برای زن بیان می كند.
گروه سوم شرطهای ضمن عقد ازدواج، شرط نتیجه هستند، یعنی طبق آن، تحقق یك امر در خارج از عقد، برای یكی از طرفین شرط شده و با پذیرفتن این شرط، وی ملزم به تحقق آن امر می شود. این شرط متعلق به چیزی است كه از قبیل غایت یا نتیجه یك كار محسوب می شود. مانند آن كه زوجه برای زوج شرط كند كه شوهر، فلان منزل را به او بدهد یا فلان قدر طلا برای زن بخرد.
در این قبیل از شروط، دیگر از مرد پذیرفته نیست كه بگوید من تلاش كردم و نتوانستم. بلكه باید نتیجه كار و هدف شرط، حاصل شود. مثلا باید تملك آن مال به زن صورت بگیرد. در غیر این صورت، مرد شرطی را كه تقبل كرده به جا نیاورده است.


چه شرطهایی ضمن ازدواج مجاز است؟
عموما در تمامی ازدواجهای دائمی كه هم اكنون به ثبت می رسد، برخی شروط ضمن عقد در قباله یا دفترچه ازدواج آمده است.. از سال ۱۳۶۰ به بعد در سند ازدواج، شروطی بعنوان «شرط ضمن العقد» پیش بینی شد كه سردفتر ازدواج مكلف است پیش از اجرای صیغه عقد آنها را برای زن و شوهر قرائت و در صورت لزوم مفهومشان را برای آنها بیان كند تا طرفین با آگاهی كامل ذیل شروط مورد قبول خودرا امضا كنند.
البته زوجین می توانند طبق قانون مدنی ایران علاوه بر شروط چاپ شده در قباله ازدواج هر شرطی را كه مایلند به عقدنامه اضافه كرده و با امضای خود آنرا گردنگیر آور كنند. این شروط باید «مشروعیت» داشته و «قانونی» شمرده شوند. شروطی كه در قباله ازدواج درج شده و عموما بیشتر زن و شوهرها آنرا امضا می كنند، شروط مشروع و قانونی می باشد كه بعضی از آنها به این شرح است:
شرط تحصیل زن كه طی آن، شوهر به زن اجازه می دهد ادامه تحصیل دهد تا هر مرحله كه خود زن لازم بداند و در هر كجا كه شرایط ایجاب كند. یعنی مانند آن كه زن و شوهر در تهران ساكن باشند و زن در دانشگاه تبریز قبول شود. با امضای این شرط، مرد نمی تواند زن را به سبب آنكه راه تهران تا تبریز دور است و او اجازه نمی دهد، از تحصیل منع كند.
شرط اشتغال زن كه طبق آن، مرد به زن اجازه می دهد در هر شغلی كه مایل است و در هر جایی كه شرایط اشتغال ایجاب می كند، به كار مشغول شود. البته باید توجه داشت طبق قنون اگر شغل زن با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن مغایرت داشته باشد، مرد می تواند همسر خودرا از آن شغل منع كند. در نهایت، تشخیص این كه شغل زن با مصالح خانواده یا حیثیت زن و شوهر مغایر است یا نه، با دادگاه است. در این زمینه شرایط رای دادگاه درباره اشتغال زن به شغل رانندگی بدون اجازه همسر را قبلا توضیح داده ایم.
شرط خروج زن از كشور: مطابق قانون گذرنامه، زنان متأهل فقط با اجاره كتبی همسر خود می توانند از كشور بیرون بروند. با عنایت به اینكه این مسأله در عمل مشكلات فراوانی را ایجاد می كند، عبارت زیر به منزله شرط در حین عقد ازدواج پیشنهاد می شود: زوج به زوجه، وكالت بلاعزل می دهد كه با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا كتبی مجدد شوهر، از كشور بیرون رود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از كشور به صلاحدید خود زن است. با امضای این شرط توسط مرد، زن می تواند بدون اجازه شوهرش، گذرنامه گرفته یا به مسافرت خارج از كشور برود.
شرط تنصیف یا تقسیم اموال موجود میان شوهر و زن بعد از جدایی: این شرط، یكی از شروط جالب ضمن عقد است. هر چند در قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق كه در سال ۱۳۷۱ توسط مجمع تشخیص مصلحت به تصویب رسید، موضوعی به نام «حق نحله» پیش بینی شده است كه طبق آن، با عنایت به سنوات زندگی مشترك و نوع كارهایی كه زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی رااز باب بخشش ( نحله) برای زوجه تعیین كند، ولی شرط تنصیف، چیزی جدای از آن است. در این شرط، مرد متعهد می شود هنگام جدایی، شامل آن كه به درخواست مرد باشد (طلاق رجعی) یا به درخواست زن (طلاق خلع یا مبارات)، نیمی از دارایی موجود خودرا (اعم از منقول و غیرمنقول كه طی مدت ازدواج به دست آورده است) به زن منتقل كند. بر این اساس، شوهر ضمن عقد ازدواج متعهد می شود كه هر گاه طلاق به درخواست زن نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسرداری یا سوءاخلاق و رفتار او نباشد، شوهر موظف است تا نصف دارایی موجود را كه در روزهای زناشویی با او به دست آورده یا معادل آنرا طبق نظر دادگاه، بلاعوض به زن بدهد.
پرونده های زیادی وجود دارد كه این شرط سبب شده تا شوهر نتواند هر زمان كه اراده كرد، زن را طلاق دهد چون باید نیمی از اموال خودرا به او بدهد. مثلا در پرونده ای، مهریه زن، یك سكه بود ولی دادگاه به سبب امضای شرط تنصیف در عقدنامه، مبلغ یكصد میلیون تومان به نفع زن، رای صادر كرد!

حق طلاق چیست؟
یكی از شروط ضمن عقد كه در قباله درج شده است، شرط وكالت در طلاق است. شرط وكالت مطلق زن در طلاق كه به اشتباه به نام «حق طلاق» معروف است یكی از شروط اصلی ضمن عقد نكاح محسوب می شود. در این شرط، مرد به زن وكالت بلاعزل (یعنی زن را دیگر نمی توان از وكالت عزل كرد) با حق توكیل به غیر (یعنی زن حق داشته باشد این وكالت را به دیگری هم بدهد) می دهد تا زن در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب شوهر، به مطلقه كردن خود از قید زوجیت شوهر به هر طریق شامل این كه مهریه اش را بگیرد یا ببخشد اقدام نماید.


بر این اساس، ضمن عقد نكاح، شوهر به زن وكالت بلاعزل با حق توكیل غیر می دهد تا در موارد زیر با مراجعه به دادگاه و گرفتن رای از دادگاه بعد از انتخاب نوع طلاق، خودرا مطلقه كند كه این موارد عبارتند از:
-ندادن خرجی یا استنكاف شوهر از دادن نفقه به مدت ۶ ماه به هر عنوان و این كه نتوان او به پرداختن نفقه، وادار كرد. نفقه در قانون، مفهوم وسیعی دارد كه عبارت از برآوردن احتیاجات اولیه اشخاص واجب النفقه است و درباره زن این احتیاجات مطابق عرف معمول محل و شئونات خانوادگی زن مشخص می شود. مثلا اگر زنی پیش از ازدواج، دارای خودرو شخصی بود، بعد از ازدواج، مرد مكلف است برای او خودرو شخصی تهیه نماید یا اگر زن پیش از ازدواج، خدمتكار داشت، گرفتن خدمتكار برای زن، از تكالیف مالی شوهر شمرده می شود. همین طور در موردی كه شوهر سایر حقوق واجبه زن را به مدت ۶ ماه ایفا نكند و اجبار او به ایفا هم ممكن نباشد، مانند این كه شوهر، به مدت ۶ ماه با زن همبستر نشود و دادگاه هم امكان نداشته باشد این مساله را به او تكلیف كند.
-سوء رفتار یا سوء معاشرت مرد به حدی كه ادامه زندگی را برای زن غیرقابل تحمل كند. مانند آن كه شوهر عادت به كتك زدن داشته باشد.
-مبتلا شدن شوهر به بیماری های سخت به نحوی كه دوام زناشویی برای زن مخاطره انگیز باشد. مانند آن كه مردی، به هر علت مشروع و نامشروع به ایدز مبتلا شود.
-دیوانه بودن یا دیوان شدن شوهر در مواردی كه فسخ نكاح شرعا ممكن نباشد، یعنی بعضی مواقع، مرد عاقل باشد و در بعضی مواقع، دارای جنون ادواری و حتی بیماری های شخصیتی سخت باشد.
-عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال شوهر به شغلی كه طبق نظر دادگاه صالح، منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زن باشد هم یكی از شروط ضمن عقد قباله است. مثلا شوهر با حكم دادگاه از اشتغال به شغل خاصی (مانند گدایی، سرقت یا كلاهبرداری) منع شود ولی باز هم شوهر سراغ كار منع شده برود.
-محكومیت شوهر به حكم قطعی به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی كه مجموعا منتهی به ۵ سال یا بیشتر بازداشت شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد یعنی مرد به زندان بیفتد. در تمام این موارد، در صورتی حق طرح دعوای طلاق برای زن ایجاد می شود كه حكم قطعی محكومیت شوهر صادر شود و مرد در زندان باشد.
-معتاد بودن شوهر به هر نوع اعتیاد مضری كه به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی را برای زن دشوار كند. به جز اعتیادهای كلاسیك به مواد مخدر، اعتیادهای دیگری هم ممكنست موجب شود زن اجازه طلاق داشته باشد. همچون اعتیاد به قمار، اعتیاد به مسایل جنسی خارج از عرف مانند دیدن فیلمهای مستهجن یا خودارضایی.
-ترك زندگی مشترك بدون عذر موجه به مدت ۶ ماه پشت سر هم از طرف شوهر كه در این مورد، تشخیص ترك زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است
-محكومیت قطعی شوهر در اثر ارتكاب جرم و اجرای هرگونه مجازات شامل حد و تعزیر در اثر ارتكاب جرمی كه مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زن باشد. تشخیص اینكه مجازات مغایر با حیثیت خانوادگی بوده، با عنایت به وضع و موقعیت زن و عرف و موازین دیگر با دادگاه است. مثلا اگر زنی دارای اعضای خانواده ای با سوءسابقه كیفری گوناگون ناشی از جرایم مواد مخدر و سرقت باشد و بعد از ازدواج، شوهر جرمی مانند سرقت یا قاچاق مواد مخدر شود، زن نمی تواند بگوید این جرم، خلاف شئون خانوادگی من است!
-بچه دار نشدن شوهر، در صورتیكه بعد از گذشت ۵ سال از ازدواج مشخص شود شوهر عقیم است یا عوارض جسمی دیگر دارد كه به او اجازه نمی دهد صاحب فرزند شود، برای زن اختیار در طلاق ایجاد می شود.
- مفقودالاثر شدن شوهر هم یكی از شرایط ضمن عقد است كه در آن، زن اجازه می یابد طلاق بگیرد. به شرطی كه مفقود شدن شوهر ظرف ۶ ماه بعد از بازگشت زن به دادگاه ادامه داشته باشد.
-شرط بسیار چالش برانگیز این كه مرد بدون رضایت زنش حق نداشته باشد زن دیگری بگیرد یا به تشخیص دادگاه بین همسران خود به عدالت رفتار نكند. به این شرط در گزارش دیگری بیشتر خواهیم پرداخت.
این ها شروط مشروعی هستند كه عموما بعنوان شرط ضمن عقد نكاح، از طرف زن و شوهر امضا می شوند.

شرط «بچه دار نشدن» در ازدواج باطل هستند؟
بحث چالش برانگیزی كه امروزه مطرح است، شروطی است كه ضمن عقد ازدواج بیان می شود، ولی این شروط به دلیلی كه بیان خواهد شد باطل هستند و نباید انجام شوند.
به طور كلی شروط باطل یا فاسد در عقد نكاح دو گروه هستند. گروه اول، شروطی هستند كه هم خودشان باطل هستند و هم موجب باطل شدن اصل عقد نكاح می شوند. به اصطلاح به این شروط، شروط فاسد یا باطل و مبطل عقد هم می گویند. یعنی هم خودشان فاسد و باطل هستند و هم اینكه موجب می شوند عقد باطل شود. یعنی هر كس این شروط را هنگام عقد نكاح اعلام نماید، هم عقد باطل است و محرمیت بین اشخاص صورت نمی گیرد و هم آن شرط، باطل است و از دیدگاه قانون و شرع قابل انجام نیست.
گروه دوم شروط باطل، خودشان باطل هستند ولی موجب باطل شدن عقد نمی شوند. به عبارت دیگر عقد نكاحی كه این شروط در آنها وارد شده است، باطل نمی گردد و اشخاص، بعد از جاری شدن عقد، محرم همدیگر و زن و شوهر می شوند ولی نمی توانند آن شروط را به جا بیاورند.
بحث چالش برانگیزی كه امروزه مطرح است، شروطی است كه ضمن عقد ازدواج بیان می شود، ولی این شروط به دلیلی كه بیان خواهد شد باطل هستند و نباید انجام شوند.

نكته بسیار مهم این است كه در دو گروه شروط باطل و فاسد عقد نكاح، باید در نظر داشت عقد نكاح، عقد دائم است یا موقت (منقطع). چون اثر هر یك از شروط در هر یك از این عقدها، متفاوت می باشد. مثلا در عقد دائم ممكنست شرطی وارد شود كه هم باطل است و هم مبطل عقد، یعنی وقتی این شرط بیان می شود هم آن زن و مرد، به همدیگر محرم نیستند و هم آنكه شرط هم فاسد است و به جا آوردنی نیست. ولی ممكنست همین شرط در عقد نكاح موقت (به اصطلاح عموم، صیغه موقت) شرط صحیحی باشد كه هم شرط صحیح است و باید به آن عمل شود و هم عقد صحیح است و زن و مرد، به همدیگر محرم می شوند. مثال بارز این مساله را می توان «شرط عدم نزدیكی» یا «شرط عدم فرزندآوری» دانست كه مثال دوم این روزها چالش برانگیز شده است.
یعنی در ازدواج دائم، زن نمی تواند با شوهرش شرط كند كه من زن تو می شوم ولی تمكین خاص نمی كنم. یعنی همبستر نمی شوم. چون مقتضای عقد دائم، داشتن خانواده و تولید نسل است. پس این شرط چون خلاف مقتضا و هدف عقد نكاح است، باطل است و هم موجب می شود عقد نكاح هم باطل شود. چون هدف زن از برقراری این رابطه حقوقی، «نداشتن رابطه جنسی» است و چون هدف زن و نیت او، نداشتن رابطه جنسی است، و این هدف، با هدف عقد نكاح دائم كه در حالت طبیعی داشتن فرزند بوسیله لزوما رابطه جنسی (به استثناها كاری نداریم) است در تضاد قرار می گیرد، عقد نكاح به سبب شرط باطل و مبطل، باطل می شود. ولی همین شرط یعنی نداشتن رابطه جنسی در عقد نكاح موقت، شرط صحیحی است. یعنی زن برای مرد شرط بگذارد كه ما هنگامی كه با صیغه نكاح موقت، به همدیگر محرم شدیم، من از تو تمكین خاص نمی كنم، یعنی همبستر نمی شوم. در این نوع عقد نكاح، چون هدف، فی الواقع داشتن خانواده و فرزند نیست، شرط صحیح و عقد هم صحیح است.

شرط های باطل، عقدهای باطل یا صحیح
شرط هایی كه هم خودشان باطل هستند و هم موجب باطل شدن عقد نكاح می شوند هم دو گروه هستند. گروه اول آن است كه شرط، مخالف مقتضای عقد باشد. مانند مثالی كه در بالا زده شد كه در آن، شرط عدم نزدیكی یا فرزندآوری در عقد نكاح دائم مطرح شود و چون این شرط مخالف مقتضای عقد است، هم شرط باطل است و هم موجب باطل شدن عقد می شود.
گروه دوم شروط باطل و مبطل عقد نكاح به شروط مجهول مربوط به می شود. شروط مجهول، شروطی هستند كه جهل در آن شروط، موجب ضرر و زیان یكی از متعاقدین یا طرفین عقد می شود. جهل داشتن درباره شرط، (یعنی شرط مجهول) قهرا موجب می شود كه یكی از متعاقدین، گرفتار ضرر شود. مثال آن وقتی است كه مثلا یك پدر خانواده، به مردی كه برای خواستگاری دخترش آمده است، بگوید من یكی از دخترهایم را به عقد تو درمی آورم. این كه طرف عقد معین نمی باشد و مشخص نیست كدام دختر این پدر، زن خواستگار شده است، شرط مجهول است و چنین شرطی باطل و عقد مبتنی بر آن هم باطل است.
اما گروه دوم شروط باطل، شروطی هستند كه خودشان باطل هستند ولی موجب باطل شدن عقد ازدواج نمی شوند. یعنی فقط نباید آنها را اجرا كرد. وگرنه عقد نكاحی كه این شروط طی آن عقد مطرح گردیده است، كاملا صحیح است و زن و مرد با همدیگر محرم هستند و حقوق و تكالیف خاص خودرا دارند.
این دسته از شروط باطل، به سه گروه تقسیم بندی می شوند. گروه اول شروط لغو (بی فایده) هستند. مانند آن كه شوهر شرط كند زن نباید با دو پای سالمش راه برود و مثلا همیشه باید روی ویلچر تردد كند. این شرط چون زن دارای پاهای سالم می باشد، شرط بی فایده و لغو شمرده می شود و باطل است ولی موجب بطلان عقد نكاح نمی گردد. نتیجه آن كه عقد صحیح است و زن هم می تواند مانند اشخاص سالم با دو پای خود راه برود.
گروه دوم شروط نامقدور هستند. یعنی انجام آن از حیطه قدرت كسی كه متعهد شده است، خارج است. مثلا مانند آن كه مرد شرط كند زن باید دوقلو یا چند قلو بزاید و اگر دوقلو یا چندقلو نزاید، تخلف از شرط كرده و حق فسخ برای مرد ایجاد می شود. چون این شرط از حوزه قدرت زن بیرون است و به قدرت الهی بستگی دارد و زن اختیاری در آن ندارد، شرط باطل است ولی عقد صحیح است.
گروه سوم، شروط نامشروع هستند. یعنی شروطی كه مطابق قرآن و سنت نباشند. این گروه از شروط جزئیات و تفصیلات بسیاری دارند. مانند آن كه برای زن در عقد نكاح، «خیار فسخ» قائل شوند. یعنی اختیاری به زن بدهند كه طبق آن، مثلا زن حق داشته باشد به مدت هفت روز یا یك ماه بعد از ازدواج در صورتیكه از شوهر خوشش نیامد یا نخواست، عقد را فسخ كند. بعضی از فقها معتقدند این قبیل شروط «خیاری» باطل است و مبطل عقد هم هست ولی بسیاری دیگر از فقها بر خلاف این دسته می گویند شروط خیاری، باطل است ولی مبطل عقد نیست. قانون مدنی هم با تبعیت از نظریه دسته اخیر از فقها می گوید شرط خیار فسخ در نكاح باطل است اما مبطل عقد نكاح نیست.
یا مثلا زنی برای مردی شرط كند كه به آن شرط همسر تو می شوم كه تو زن قبلی ات را طلاق بدهی یا دیگر با او معاشرت نكنی. چنین شروطی چون مخالف قرآن قلمداد می شود، شرط باطل است ولی عقد را باطل نمی نماید.
در این باره، جزئیات و صحبت بسیار است كه در گزارشهای بعدی به آن خواهیم پرداخت.


۴۷۲۳۱


منبع:

1398/08/14
09:58:53
5.0 / 5
10
تگهای خبر: آموزش , ازدواج , اقتصاد , تاهل
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۵
جوان بین Javanbin
javanbin.ir - حقوق مادی و معنوی سایت جوان بین محفوظ است

جوان بین

اخبار جوانان و نوجوانان