سریال اسباب زحمت کمدی بی ریا
جوان بین: در یک دهه اخیر، «پدرستیزی» به سندرومی فراگیر در آثار نمایشی- خصوصاً سینما و شبکه نمایش خانگی- بدل شده است اما سریال «اسباب زحمت» رنج و لذت های یک پدر را در موقعیت های متعدد بازسازی و تطهیر می کند.

آرش فهیم منتقد سینما در روزنامه کیهان نوشت: سریال «اسباب زحمت» در شرایطی روی آنتن رفته که با بحران تورمِ کمدی های جعلی و نازل، خصوصاً در سینما، نمایش خانگی و تئاتر مواجه هستیم؛ آثاری که اگر تا چندی قبل متکی بر شوخی های دوپهلو بودند، حال بطورکامل یک پهلو شده و به صورت آشکاری به ورطه ضداخلاق سقوط کرده اند. در بین این حجم از کمدی های ساقط، «اسباب زحمت» یک غنیمت است؛ سریالی شیرین و گرم که با فاصله گرفتن از لودگی و آلودگی های مرسوم، پاستوریزه است و با این حال، در هر قسمت از حجم قابل قبولی از موقعیت های کمدی برخوردارست.
برخلاف برخی سریال های کمدیِ درحال پخش که از خنداندن مخاطب عاجزند، این اثر با تلفیقِ متوازنِ کمدی موقعیت، طنزِ گفتاری و عناصر اسلپ استیک(کمدی بزن بکوب)، توانایی خنداندنِ واقعی را دارد. علاوه بر این، سریال به واسطه محور قراردادن قشر فرودست و کارگران باربری، از پس زمینه ای اجتماعی و عدالت خواهانه بهره می برد و قسمتی از مسایل روز جامعه را بدون ژست های متظاهرانه به تصویر می کشد.
یکی از مسایل محوری در «اسباب زحمت»، بازنمایی فاصله طبقاتی است. احمد، ناصر و صادق نمایندگانی از قشر فرودست هستند که به واسطه شغل شان به منازل و زیست بوم های مختلف از طبقات مرفه سرک می کشند. سریال در همین اثنا، بدون افتادن به دام شعارزدگی، شبه روشنفکری و ژست های سطحی، در بستر درام و کمدی به تفاوت های عمیق میان اقشار جامعه نقب می زند.
«اسباب زحمت» خیلی ساده، روان و با طمأنینه مخاطب را با خود همراه می کند؛ اثری بی ادعا، بی شیله پیله و فارغ از ادا و اطوارهای مبتذل. بااینکه اثر از وجود یک «شاه پیرنگِ» پرکشش که مخاطب را برای دنبال کردن قسمت به قسمت گرفتار عطش کند، خالی است، اما خرده داستان های هر قسمت توانسته اند تنوع و تنفسِ فضایی خوبی به ساختار اثر ببخشند. با این وجود، تعدادی از این خرده پیرنگ ها ظرفیت بالاتری داشتند؛ بطور مثال، داستان فریب خوردن در عرصه رمزارز می توانست عمق دراماتیک بیشتری پیدا کند،
از یک خرده پیرنگِ منزوی فراتر برود و با تبدیل شدن به شاه پیرنگ و مسئله اصلی روایت، به موتور محرکِ داستان بدل شود. در این بین، طراحی روایت در فرمِ «ژانر جاده ای» به تحرک و پویایی کار کمک شایانی کرده و توانسته است، افت ریتم در تعدادی قسمت ها را جبران کند.
از سویی دیگر، طرح یک مثلث رفاقتی هم به گرما و شیرینی ماجراها افزوده است. احمد، ناصر و صادق کاراکترهای بامزه ای هستند، هرچند در سطح «تیپ» باقی می مانند. سعید آقاخانی، حسن معجونی و عباس جمشیدی فر با وجود بازیهای خوب شان، تا حدی ایفاگر نقش های تکراریِ گذشته خود هستند. در این بین، تنها کاراکتر «بهروز» است که از شخصیت پردازی مستقل بهره برده و شناسنامه دار و خاص به نظر می رسد؛ یک زباله گرد (جمع کننده مواد بازیافتی از میان زباله ها) که از خانواده ای مرفه آمده و با این وجود به شدت وسواس دارد. این شخصیت متناقض، ظرفیت بیشتری برای رزمایش کمیک داشت.
«پدرانگی» دیگر تِم برجسته این سریال است. متاسفانه در یک دهه اخیر، «پدرستیزی» به سندرومی فراگیر در آثار نمایشی- خصوصاً سینما و شبکه نمایش خانگی- بدل شده است. «اسباب زحمت» اما در قالب شخصیت احمد، دغدغه ها، عشق، رنج و لذت های یک پدر را در موقعیت های مختلف بازسازی و تطهیر می کند.
منبع: javanbin.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب