گواهی های انسانی ، ۳۹

فقدان خاله جون پری

به گزارش جوان بین، ۴۸ سال قبل است. حالا در سال ۱۴۰۵ به جایی رسیده ایم که باید خاله جون پری را باردیگر پیدا نماییم. این دفعه نه برای نجات سفره‌ی ناهار از سیاست، بلکه برای نجات سیاست از سفره‌ی ناهار.
فقدان خاله جون پری

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی:

سال های اول انقلاب را به یاد بیاورید. سیاست همه جا بود. در تاکسی، اتوبوس، اداره، مدرسه، دانشگاه، مهمانی، و حتی سر سفره ی ناهار جمعه. همه درباره ی ایران و جهان حرف می زدند. همه می خواستند تکلیف امپریالیسم، سرمایه داری، کمونیسم، ناتو، اوپک، و آینده ی بشریت را روشن کنند. همه برای همه و به ویژه برای تمام جهان پیام داشتند. بحث ها گاهی چنان بالا می گرفت که آدم فراموش می کرد برای ناهار خانوادگی جمعه دور هم جمع شده ایم، نه جهت شرکت در اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد.
بحث های چندین ساعته و فریادهای بلند و طولانی و تکان دادن سر و دست و برچسب زدن ها و پیچیده تر شدن هر آن بحث حاصل این بی قراری اجتماعی عجیب آن سال ها بود.
در چنین روزگاری شخصیتی عزیز زندگی می کرد. یک زن عوام که من نام خیالی خاله جون پری را رویش می گذارم. خاله جون پری از خانواده می خواست ظهر جمعه در خانه ی او دور هم جمع شوند، غذا بخورند، میوه پوست بگیرند، جوک بگویند، خاطره تعریف کنند، و از دیدن یکدیگر لذت ببرند. به میهمان هایش می گفت چند ساعتی که این جا هستید حل تمامی مسایل ایران و جهان را بگذارید برای بعد. قرار نیست سر سفره ی من مشکلات اوپک را حل کنید یا برای مواجهه با ناتو راه های غائی را پیدا کنید.
خاله جون پری در ظاهر عوام اما در عمل عاقل بود. می فهمید که هر کاری جایی دارد. می دانست بحث سیاسی قرار نیست جای معاشرت خانوادگی را بگیرد، همان گونه که فلان سخنران زبردست سیاسی برای آدم خاله و دایی و عمه و عمو نمی شد. او می دانست که این چیزها که نامشان معاشرت و سیاست است نباید جای هم را اشغال کنند.
۴۸ سال قبل است. حالا در سال ۱۴۰۵ به جایی رسیده ایم که باید خاله جون پری را باردیگر پیدا نماییم. این دفعه نه برای نجات سفره ی ناهار از سیاست، بلکه برای نجات سیاست از سفره ی ناهار.
در رسانه ها، اتاق های تصمیم گیری بخش خصوصی، و حتی اگر دستشان برسد در بعضی بخش های حاکمیت، کسانی نشسته اند که مسایل ایران و جهان را با همان منطق مهمانی ظهر جمعه بررسی می کنند. خاطره ای تعریف می کنند، جوکی می گویند، تجربه ی شخصی محدودی را به تمام جهان تعمیم می دهند، از چیزی – متاسفانه به طور معمول خودشان و تاریخ پرشکوه عملکرد درخشانشان – خوششان می آید، از چیزی بدشان می آید و حاصل این مجموعه را تحلیل می نامند. بعد هم برمبنای همین تحلیل ها سفارش می کنند، تصمیم می گیرند و گاهی برای میلیونها نفر تعیین تکلیف می کنند. انگار نه انگار که تحلیل به اطلاعات، دانش، روش، استدلال، و سنجش نیاز دارد.
خاله جون پری باید برگردد. باید وارد این اتاق ها شود، محکم روی میز بکوبد و بگوید «آقایان! خانم ها! اینجا خانه ی من نیست. اینجا سر سفره ی ناهار جمعه ننشسته اید. میوه تان را بعداً پوست بگیرید. جوکتان را جای دیگری بگویید. خاطره هایتان را برای مهمانی نگه دارید. نقل شایعات را بریزید دور. اینجا مقرر است فکر کنید، بفهمید و تصمیم بگیرید.»
۴۸ سال پیش خاله جون پری ایستاد تا سیاست معاشرت انسانی را خراب نکند. امروز باید نگذاشت شایعات مهمانی های پیرانه سر سیاست را خراب کند. البته که میهمان های قدیمی خاله جون پری وجه انسانی مسایل ملی و جهانی را می فهمیدند، این ها وجه علمی دور از شایعات تحلیل را نمی فهمند.
بطور خلاصه، بحث های چندین ساعته و فریادهای بلند و طولانی و تکان دادن سر و دست و برچسب زدن ها و پیچیده تر شدن هر آن بحث حاصل این بی قراری اجتماعی عجیب آن سال ها بود. این دفعه نه برای نجات سفره ی ناهار از سیاست، بلکه برای نجات سیاست از سفره ی ناهار.
1405/07/25
13:19:38
5.0 / 5
8
تگهای خبر: خانواده , دانشگاه , شركت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۱
جوان بین Javanbin