مردی که زندگی اش عطر سوره حمد داشت
به گزارش جوان بین، قائم مقام فرهنگی سازمان صداوسیما در یادداشتی بمناسبت چهلمین روز درگذشت مصطفی واحدی، طلبه جهادگر و فعال فرهنگی شاهرود، از خصوصیت های اخلاقی، ایمان و روحیه جهادی او نوشت.

یادداشت مهمان، وحید جلیلی، قائم مقام فرهنگی سازمان صداوسیما:
دُری بود قیمتی. رفیق صادق و همسنگر لایق. انسان بود. شریف، مؤمن، مهربان و فداکار
و وفادار به آرمانی که جان زلالش لیاقت فهمش را یافته بود.
در 39 سالگی الگویی بود قابل عرضه به چشم های نگران و دل های مشتاق.
«مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِیائِک» بود و «مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِکَ وَ سَمَائِکَ» شد.
هر آنکه می شناختش اخلاص را در او گواهی می داد و خیرخواهی را و بی طمعی را و شوق و صبر را و طمأنینه را و محبّت را و جدیّت و همّت و شفقّت را.
چه کوله بار پری داشت مصطفی، با همه بی ادعایی اش.
حالاحالاها ورق باید بزنیم دفتر خاطراتی را که برای هرکدام از ما به جا گذاشت و بیاموزیم از او. مگرنه آن که ده بار در روز از آفریدگار عالم، هدایت می خواهیم به «صِراطَ الَّذینَ أَنعَمتَ عَلَیهِم».
مصطفی بر صراط بود. راست بود و درست. جست وجوگری که سرگردان نبود و ضال. محبّت سرشارش را از اتصال با «الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» داشت و خُلق حامدانه و شاکرانه اش را از لطف «رَبِّ الْعَالَمِینَ». عبادت و استعانت را می دیدیم در طمأنینه و تکاپویش. مسلمان است اگر کسی، حیاتش عطر سوره حمد باید داشته باشد.
و معطّر بود مصطفی به آیه سوره حمد. خیلی «لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ» خوانده بود و «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ» زمزمه کرده بود. مرد میدان های جهاد بود و «بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم» را زیسته بود.
به لبخند می شناختیمش و روحیه. سوگند خورده بود بماند پای پرچم حسین(ع). مؤمن بود و در اردوی انتظار و «قَضَی نَحْبَهُ» همانگونه که قرآن روایتش کرده بود.
تشییع جنازه اش، جشن جایزه ایست که حضرت رب تضمین کرده است برای او و هرآنکه «یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ». قدر وی در این «قد» آشکار است که مقدمه «وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّه» قرار گرفته است: «وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ»
دوستانش زیاد باید بگویند از او به امر «وَأَمَّا بِنِعمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث» و مصطفی نعمتی بود انصافا؛ برای همه؛ خانواده و رفیق و شهر و جبهه. نعمتی که وقتی از دست می رود قدرش آشکارتر و داغش دریغ اندودتر می شود.
بگوییم از او که ما محتاج تریم امروز به او، از او به ما. محتاجیم به سبک زندگیش، الگویی که برایمان به جا گذاشت. باید بیافرازند دوستانش چراغی را که با دیده روشن و جان مؤمنش برافروخته بود.
خاموش نمی شود این شمع به وزیدنِ باد اَجل.
نسیم حیات است در یاد «رِجَال صَدَقُواْ مَا عَهَدُواْ اللَّهَ عَلَیه» این سوی پل باشند یا آن سو...
بطور خلاصه، در 39 سالگی الگویی بود قابل عرضه به چشم های نگران و دل های مشتاق. هر آنکه می شناختش اخلاص را در او گواهی می داد و خیرخواهی را و بی طمعی را و شوق و صبر را و طمأنینه را و محبّت را و جدیّت و همّت و شفقّت را.
منبع: javanbin.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب