همه مصادیق خشونت مقابل زنان

همه مصادیق خشونت مقابل زنان جوان بین: در بحث خشونت مقابل زنان، دسته بندی های مختلفی وجود دارد. دسته اول خشونت های جسمی و فیزیكی است كه انواع اقسام خشونت های فیزیكی را شامل می شود.


الهه صالحی: اگر واژه خشونت مقابل زنان، در ذهن شما پای چشم كبود شده و زنی غمگین را تصویر می كند، تنها نیستید. این تصور بسیاری از افراد است كه خشونت مقابل زن را فیزیكی و بدنی می دانند. اما همه خشونت این نیست. شاید انقدر شنیدن متلك ها و آزارهای خیابانی برای زنان عادی شده باشد و هر روز در معرض آن باشند كه فكر نكنند این هم نوعی اعمال خشونت مقابل یك زن است در صورتیكه خشونت ابعاد و انواع مختلفی دارد.
در سراسر جهان، زنان به دلیلهای مختلف جنس دوم شناخته شده و در معرض خشونت بوده اند تا زمانی كه آغاز به صحبت درباره متوقف كردن این خشونت كرده اند؛ در همین رابطه مجمع عمومی سازمان ملل متحد ۲۵ نوامبر را روز جهانی منع خشونت مقابل زنان نامیده است. چند سال است در ایران هم تلاش می شود قانونی برای منع خشونت مقابل زنان تدوین شود.
این لایحه در ابتدا تامین امنیت زنان در مقابل خشونت نام داشت و شهیندخت مولاوردی در زمان حضورش در معاونت زنان ریاست جمهوری تلاش زیادی برای نهایی شدن آن كرد. این لایحه پس از گذشت حدود پنج سال، ضمن تغییراتی با نام صیانت، كرامت و تامین امنیت بانوان در مقابل خشونت، نهایی و متن آن منتشر گردید.
شیما قوشه، وكیل پایه یك دادگستری و فعال حقوق بانوان در گفت و گو با خبرآنلاین به سوالاتی درباب مصادیق خشونت مقابل زنان و قوانین ایران درباره پشتیبانی از زنان پاسخ داد.
مصادیق خشونت مقابل زنان چه چیزهایی هستند؟
در بحث خشونت مقابل زنان، دسته بندی های مختلفی وجود دارد. دسته اول خشونت های جسمی و فیزیكی است كه انواع اقسام خشونت های فیزیكی را شامل می شود. دسته دوم خشونت جنسی است كه از تجاوز گرفته تا مزاحمت جنسی و حتی ارسال عكس ها و فیلم های مستهجن برای یك زن را شامل می شود. دسته سوم خشونت روانی است، موضوعاتی مثل تحقیر، توهین، بی احترامی های مختلف و افترا و...، دسته چهارم خشونت اقتصادیست. به این معنا كه مال زن از او گرفته شود و مثلا پولی كه به واسطه كار كردن به دست آورده از او گرفته شود یا نفقه از زن دریغ شود.
دسته بندی ها مختلفند. حتی موردی وجود دارد به اسم بی توجهی و غفلت و بسیاری از زنان گلایه دارند كه شوهرمان با ما رابطه جنسی ندارد و یا ما را در خانه ندیده می گیرد. ممكنست مرد همسرش را كتك نزند اما همین كه همسرش را مورد بی توجهی و غفلت قرار می دهد، نوعی از خشونت است.
در حال حاضر و با عنایت به اینكه لایحه صیانت، كرامت و تامین امنیت بانوان در مقابل خشونت هنوز به مجلس نرسیده است، قانون فعلی چقدر در پشتیبانی از زنان موثر بوده است و چه ضعف هایی دارد؟
قوانین فعلی مشخصا درباره بحث خشونت مقابل زنان نیست؛ عمومات قانون مجازات این مساله را مطرح كرده است كه هركس به دیگری صدمه ای وارد كند باید مجازات شود یا دیه پرداخت كند. این هركس می تواند از اعضای خانواده باشد، مرد مقابل مرد باشد مرد مقابل زن باشد یا هركس دیگری؛ در واقع هیچ تفاوتی بین خشونت خانگی كه مقابل زنان یا خشونتی كه برای زنان به واسطه جنسیتشان اتفاق می افتد، با بقیه انواع خشونت وجود نداشته و قانون فعلی هیچ نگاهی در این زمینه ندارد.
شرایط خاص زنان در جامعه و نگاه خاصی كه به آنها، خصوصا درباره بحث خشونت خانگی بعنوان جنس دوم وجود دارد، دلیلی است كه ما اصرار می نماییم در این زمینه قانون خاص وجود داشته باشد و اینكه وقتی شخصی از اقوام درجه یك، یك زن مثل همسر، پدر، برادر و... خشونتی را به زنی اعمال می كند، قانونگذار باید با آنها سخت گیرانه تر برخورد كند. چون خانه محل امن و امان است؛ و قانون باید با كسی كه دراین فضای امن خشونتی وارد می كند، سختگیرانه تر از غریبه ها یا بقیه انواع خشونت برخورد كند.
نوع مجازات ها و نوع حمایتی كه قانون از فرد بزه دیده می كند یا مجازاتی كه برای فرد بزهكار در نظر می گیرد، مشخص شود و با شرایطی كه در آن این اتفاق افتاده است متناسب باشد. گاهی حتی ممكنست یك مرد با دوره های آموزشی و مددكاری از این رفتار خشونت ورزانه دست بكشد و نیازی به زندان رفتن یا پرداخت دیه نداشته باشد؛ چون اگر بخواهیم خیلی زیاد روی مجازات مانور بدهیم ممكنست خیلی از زن ها شرایط معیشتی و اقتصادی مناسبی نداشته باشند كه بخواهند از شوهرشان شكایت كنند و اگر شوهرشان به زندان برود، عملا آن زن درزندگی روزمره اش گرفتار مشكل خواهد شد؛ بنا بر این بسیاری از خانمها عطای شكایت كردن را به لقای آن می بخشند. نگاه قانون، نگاهی مجازات محور است و بنا بر این بخش هایی از آن كارایی ندارد.

چند سال است كه در زمینه منع خشونت مقابل زنان، بیشتر صحبت می شود، این گفتمان چه تاثیری در میزان خشونت مقابل زنان داشته است؟
در این زمینه آماری وجود ندارد تا بتوان گفت كمتر شده یا زیادتر اما سوژه اصلی این است كه زن ها آگاه تر شده اند. حداقل اگر كتك می خورند، فكر نمی كنند كه این طبیعت مرد است و مرد باید خودش را خالی كند و می داند كه اسمش خشونت است؛ یا اگر مردی به هردلیلی، برای خنده یا هرچیز دیگر، در خیابان به زنی متلكی می گوید، می فهمد كه این خشونت است و دیگر نامش را اینكه این طبیعت من است، نمی گذارد. آگاهی خیلی بیشتر شده است اما آماری وجود ندارد.
در چه صورتی خشونت های خانگی منجر به حبس می شود؟
ما هم اكنون قانونی كه مشخصا درباره خشونت های خانگی باشد، نداریم. اما به هر حال اگر خشونت منجر به لطمه جسمی شود، می تواند منجر به حبس شود. مثل حالتی كه این لطمه با هر فرد دیگری اتفاق بیافتد و تفاوتی ندارد، آشنا باشد و اعضای خانواده یا غریبه. اگر كسی به فرد دیگری صدمه ای وارد كند كه قابل جبران نباشد یا شرایط خاصی داشته باشد، احتمال اینكه منجر به حبس شود وجود دارد. نگاه قانون گذار كلی است و یكی از دلیلهای اصلی كه ما اصرار داریم كه این قانون تصویب شود، همین است.
در چه مواردی زنان حق و حقوق قانونی دارند ولی نسبت به آن آگاهی نیستند؟
الان شرایط طوری شده است كه زنان به نسبت قبل باخبر تر هستند اما بطور مثال مساله جهیزیه از نظر قانون نفقه محسوب شده و برعهده مرد است اما عرف می گوید كه خانواده دختر باید آنرا تهیه كنند.


به نظر شما ضعف در قانون در بروز خشونت مقابل زنان مشكلی جدی تر است یا فرهنگ و عرف جامعه؟
به نظر من هردو می توانند روی هم تاثیر بگذارند و مثل بحث مرغ و تخم مرغ است. یعنی نمی توان گفت اگر قانون را تغییر بدهیم، حتما فرهنگ تغییر می كند یا برعكس. بعضی جاها هركدام از اینها ممكنست ابتدا به ساكن موثر باشد اما نظر شخصی من این است كه اگر ما باید قانونی داشته باشیم كه آن قانون حتما و بدون استثنا اجرا شود و مقام ناظری هم روی اجرای این قانون نظارت كند، می تواند روی فرهنگ هم تاثیر گذار باشد.
به طور مثال یكی از مواردی كه بعنوان خشونت مقابل زنان مطرح می شود بحث ختنه دختران است. ناقص سازی اندام جنسی را قانون گذار از قبل بعنوان مجازات در نظر گرفته است اما مسئله ای كه وجود دارد این است كه ختنه زنان همان عمل ناقص سازی جنسی است اما قانون اسم ختنه زنان را نیاورده است و در عرف بخش هایی از جامعه وجود داشته و به دلیلهای مختلف عشیره ای و قبیله ای، اجرا می شود. قانون گذار هم می گوید من نمی توانم جلوی این عرف بایستم. در بعضی موارد ما قانون داریم ولی چون اجرا نمی گردد هنوز مقابل زنان خشونت اعمال می شود.
لایحه جدید چقدر توانسته به این دسته های خشونت پاسخگو باشد؟
قانون نگاه جنسیتی را به زن به واسطه جنسیتش ندارد یا این نگاه كه به واسطه اعضای خانواده و نزدیكانش این خشونت به او وارد شده است اما در مجموع تصویب این لایحه برای شروع خوب است. به هر حال داشتن قانون حتی قانونی ناقص، از نداشتن قانون بهتر است ومی توان بعدتر و به مرور زمان و وقتی قانون در حال اجراست، ضعف های آنرا مشخص كرد و برای جبران این نقص ها كوشش كرد.

۴۷۲۳۲


منبع:

1398/09/11
13:37:34
5.0 / 5
3858
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۲
جوان بین Javanbin
javanbin.ir - حقوق مادی و معنوی سایت جوان بین محفوظ است

جوان بین

اخبار جوانان و نوجوانان