روحانی پیونددهنده دین و آزادی
جوان بین: آیت ا... سید محمود علایی طالقانی (۱۲۸۹-۱۳۵۸)، با مبارزه چندده ساله مقابل سلطنت پهلوی و پیوند میان تفسیر دینی، عدالتخواهی و آزادی، پیش و بعد از انقلاب، به محبوبیت فراگیری دست یافته بود.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی:
آیت ا... سید محمود علایی طالقانی از معدود روحانیانی است که نام او با دو مفهوم درهم تنیده تاریخ معاصر ایران — یعنی «مبارزه با استبداد» و «بازخوانی اجتماعی از دین» — پیوند ناگسستنی یافته است.
او نه صرفا یک منبری یا مفسر قرآن، بلکه چهرهای بود که ایمان دینی را با آزادیخواهی، عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی و گفت و گو با نیروهای متنوع اجتماعی به هم پیوند زد. اهمیت او تنها در طولانی بودن مبارزه با حکومت پهلوی نیست؛ ارزش وی در آن است که توانست نوعی از روحانیت را نمایندگی کند که دین را از صورت انتزاعی و مناسکی خارج سازد و به کتاب هدایت فردی و اجتماعی بدل کند.
آیت ا... طالقانی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ در روستای گِلیردِ طالقان در خانواده روحانی دیده به جهان گشود و در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، تنها ماههایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به مرگ ناگهانی از دنیا رفت. هرچند فرصت اثرگذاری او بر تشکیل نهادهای نوپا اندک بود، اما میراث فکری، اجتماعی و سیاسی او همچنان از با اهمیت ترین نمونه های پیوند دین و مدرنیته سیاسی در ایران سده بیستم به شمار میرود.
زندگی و شکلگیری فکری
تحصیلات حوزوی طالقانی در تهران و قم، او را با عمیقترین منابع سنت دینی آشنا ساخت؛ اما نقطه تمایز وی در آن بود که روحانیت را صرفا منصبی برای اداره مناسک ندانست. از آغاز، تفسیر قرآن، آموزش دینی، مسئولیت اجتماعی و نقد استبداد را در یک منظومه واحد دید. با اهمیت ترین پایگاه اجتماعی و فکری او مسجد هدایت تهران بود؛ مسجدی که بهویژه از دهه ۱۳۲۰ به بعد، از محل صرف نماز به محفل تفسیر قرآن، سخنرانی سیاسی، تربیت مذهبی نسل جدید و ارتباط میان روشنفکران دینی، دانشجویان، بازاریان و نیروهای سیاسی مخالف حکومت بدل شد. منابع تاریخی بر این نکته تاکید دارند که مسجد هدایت تا انتهای عمر او مرکز اصلی فعالیت دینی و سیاسی طالقانی باقی ماند.
آثار او نیز نشان میدهد که دغدغه های فکری او به سیاست روز محدود نبود. «پرتوی از قرآن»، مجموعه تفسیری که بخشهایی از آن در زندان نوشته شد، میکوشید قرآن را بعنوان کتاب هدایت فردی و اجتماعی، عدالت، آزادی و مسئولیت انسان بخواند. اثر دیگر او، «اسلام و مالکیت»، با تحلیل اقتصاد، مالکیت، کار، منابع طبیعی و عدالت توزیعی، از تمرکز ثروت و تلقیِ مطلق از مالکیت خصوصی فاصله میگیرد. درس های او در رابطه با قرآن و نهج البلاغه، بهویژه برای نسل مذهبیِ تحصیلکرده دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، زمینه ای برای فهم اجتماعی و سیاسی از دین فراهم نمود.
مسیر مبارزه با پهلوی
مبارزه سیاسی طالقانی یک دوره کوتاه انقلابی نبود؛ امتدادی چندده ساله داشت که از حدود سال ۱۳۱۸ در تهران شروع شد و در چند مقطع مهم تاریخ معاصر ایران حضوری فعال یافت. در دهه ۱۳۲۰، فعالیت دینی و اجتماعی او مسجد هدایت را به کانون آموزش و گفتوگوهای سیاسی بدل کرد. در نهضت ملی نفت، از دکتر محمد مصدق و ملی شدن صنعت نفت پشتیبانی کرد، سخنرانی و تبلیغ نمود و کوشید از شکاف میان مصدق و آیت ا... کاشانی جلوگیری نماید. بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با نیروهای مخالف حکومت همراه شد و در سازماندهی مقاومت سیاسی مشارکت جست؛ در ۱۳۳۶ در تأسیس نهضت مقاومت ملی نقش داشت و به سبب این فعالیت ها زندانی شد.
در دهه ۱۳۴۰، با سیاست های حکومت همچون «انقلاب سفید» مخالفت کرد و با جریانهای ملی ـ مذهبی همکاری ورزید؛ او از مؤسسان نهضت آزادی ایران نیز شناخته می شود. دهه ۱۳۵۰ با بازداشتهای مکرر، زندان و تبعید بر او گذشت؛ آخرین بازداشت مهم وی در ۱۳۵۴ بود و تا آبان ۱۳۵۷ در زندان ماند. طالقانی یکبار نیز به زابل تبعید شد. زندان برای او صرفا محل تحمل مجازات نبود؛ گزارشها از ادامه جلسات تفسیر قرآن، گفتوگو و آموزش در بین زندانیان حکایت دارند. همین تجربه، او را در چشم خیلی از مبارزان جوان و مذهبی به شخصیتی مقاوم، صمیمی و قابل اعتماد بدل کرد.
نقش در پیروزی انقلاب
نقش طالقانی در انقلاب ۱۳۵۷ را در سه سطح باید دید: مشروعیت بخشی دینی به اعتراض، سازماندهی اجتماعی در داخل کشور، و ایجاد پل میان گروه های متنوع مخالف سلطنت.
آزادی او از زندان در ۸ آبان ۱۳۵۷، در فضای اوجگیری انقلاب، به رویدادی سیاسی و نمادین بدل شد. استقبال گسترده مردم از او نشان داد که طالقانی برای بخش مهمی از جامعه، روحانی ای است شناخته شده، زندان دیده و قابل اعتماد. بعد از آزادی، خانه او عملا به محلی برای رجوع مردم، فعالین و گروه های سیاسی بدل شد.
طالقانی در بسیج عمومی محرم ۱۳۵۷ نقشی مهم داشت. وی در ۱۴ آذر ۱۳۵۷ مردم را به شرکت در راهپیماییهای تاسوعا و عاشورا فراخواند و خود نیز در این حرکتها حاضر شد. راهپیمایی های عظیم تاسوعا و عاشورا از نقاط عطف انقلاب بود، برای اینکه گستردگی مخالفت با حکومت پهلوی را به شکل علنی و جمعی نشان داد.
جایگاه وی در داخل ایران نیز اهمیتی خاص داشت. امام خمینی در تبعید بود، اما طالقانی در تهران حضور داشت و میتوانست میان مسجد، محلات، بازار، دانشگاه، زندانیان آزادشده، روشنفکران دینی و گروه های سیاسی ارتباط برقرار کند. او از چهره های اصلی انقلاب و عضو شورای انقلاب بود؛ بعد از ترور مرتضی مطهری نیز ریاست شورای انقلاب را بر عهده گرفت.
پس از پیروزی انقلاب نیز نقش او ادامه یافت. عضو و سپس رییس شورای انقلاب شد؛ به نمایندگی تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب گردید؛ و اولین امام جمعه تهران بعد از انقلاب شد. اولین نماز جمعه تهران به امامت وی در ۵ مرداد ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران برگزار شد و جمعیت زیادی در آن حضور یافت. او می کوشید نماز جمعه را به عرصه ای عمومی برای وحدت، آگاهی سیاسی و طرح مسایل جامعه بدل کند.
طالقانی محبوب بود؟
محبوبیت طالقانی را نمیتوان تنها با مقام روحانی یا نقش انقلابی او توضیح داد. جذابیت اجتماعی او از ترکیب چند خصوصیت پدید میآمد.
نخست، سابقه واقعیِ هزینه دادن: زندان، تبعید و مبارزه طولانی سبب شده بود که او درنظر مردم صرفا سخنران یا سیاست مدار نباشد، بلکه فردی باشد که شخصاً هزینه مخالفت با استبداد را پرداخته است.
دوم، دینداری اجتماعی و عدالتخواه: تفسیر او از قرآن بر مسئولیت انسان، مبارزه با ستم، دفاع از محرومان، ارزش کار و نقد انباشت نابرابر ثروت تاکید داشت. این زبان برای کارگران، بازاریان، دانشجویان و جوانان مذهبیِ عدالتخواه قابل فهم و جذاب بود.
سوم، بیان ساده و ارتباط مستقیم: منبرها و جلسات او برای مخاطب غیرحوزوی نیز قابل استفاده بود. او مفاهیم دینی را از صورت صرفا انتزاعی خارج میکرد و با مسایل روز جامعه — استبداد، فقر، وابستگی، آزادی — پیوند میداد. مسجد هدایت دقیقا به همین علت به فضایی میان حوزه، دانشگاه و جامعه شهری بدل شد.
چهارم، گستردگی ارتباطات سیاسی: او با طیفی از نیروهای مذهبی، ملی، ملی ـ مذهبی و قسمتی از نیروهای جوان انقلابی ارتباط داشت. همراهیاش با نهضت ملی نفت، نهضت مقاومت ملی، جبهه ملی دوم و نهضت آزادی، از افق سیاسی وسیعتر او نسبت به مرزبندیهای بسته جناحی حکایت میکند.
پنجم، روحیه میانجی گر و وحدت طلب: طالقانی در ماه های نخست بعد از انقلاب می کوشید گروه ها و نیروهای متفاوت را به همکاری و پرهیز از خشونت و تفرقه دعوت کند. همین نقش پدرانه و میانجیگرانه، بخصوص در فضای ملتهب سال ۱۳۵۸، بر اعتبار او افزود.
ششم، استقلال رأی: با وجود همراهی با رهبری انقلاب، وی در همه مسایل تابع مصلحت مندی های جریان های مسلط نبود. در ماه های بعد از انقلاب با بعضی رهبران روحانی حکومت نوپا اختلاف نظر داشت؛ همین استقلال، برای گروهی از مردم و نیروهای سیاسی، او را چهره ای متمایز میکرد.
جایگاه
تاریخی و درگذشت
طالقانی را می توان نماینده گونه ای از روحانیت سیاسی دانست که می خواست میان اسلام، آزادی، عدالت اجتماعی، مشارکت مردم و مبارزه با استبداد جمع برقرار کند. او نه فقط بعنوان «روحانی انقلابی»، بلکه بعنوان مفسری اجتماعی از قرآن و شخصیتی رابط میان سنت دینی و جامعه جدید ایران اهمیت دارد.
درگذشت ناگهانی وی در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب، سبب شد فرصت تأثیرگذاری اش بر تشکیل نهادهای جدید بسیار کوتاه باشد. بااین حال، جایگاه او همچنان محل توجه محققان است، برای اینکه زندگی اش از نمونه های برجسته پیوند میان تفسیر دینی، عدالتخواهی اجتماعی و مبارزه سیاسی در ایران سده بیستم به شمار میرود.
منبع: جوان بین
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب