زنده شور جنازه ای که هنوز نفس می کشد

جوان بین: «زنده شور» فقط فریاد دروغین است. و اگر مقرر است درام باشد، این فقط یک جنازه ی متورم است که هنوز نفس می کشد و اسمش را هنر گذاشته اند.
زنده شور جنازه ای که هنوز نفس می کشد

سرویس فرهنگ و هنر مشرق

- کاظم دانشی در «زنده شور» ساده ترین قواعد درام را نادیده می گیرد اما فیلم در راه و چهارچوب سینمایی نه درام اجتماعی است، نه تریلر قضایی، نه تأمل اخلاقی.
این یک پیکر متورم از رنج های قلابی است که با چاشنی اشک و التماس و موسیقی غمگین، اهتمام دارد تماشاچی را خفه کند تا متوجه نشود که زیر پوستش هیچ استخوانی از حقیقت وجود ندارد.
دانشی که زمانی با «علفزار» وعده ی سینمای دقیق می داد، حالا در «زنده شور» به یک شعبده باز احساسات تبدیل گشته که می خواهد همه ی دردهای جهان را در دو ساعت بگنجاند و در نهایت چیزی جز یک ملودرام سطحی و پر از سوتی تحویل قصه از این مقرر است که مرتضی زند (بهرام افشاری)، برای نظارت بر اجرای حکم قصاص پنج محکوم به قتل به زندانی در شهری دیگر آمده است. شب شروع می شود، غسل توبه به انجام می رسد، و از همان لحظه مقرر است تماشاچی با شمارش معکوس مرگ همراه شود.
اما آن چه روی پرده می آید، نه تنش واقعی، بلکه مجموعه ای از داستانک های پراکنده است که هر کدام می توانستند فیلم جداگانه ای باشند و حالا با نخِ نازکِ «یک شب تا صبح» به هم دوخته شده اند.
یکی همسرش را کشته، یکی پدر و مادرش را، یکی سه نفر را در دفاع از دختری به قتل رسانده، یکی صاحب ماشین دزدی را، و آخری قتل دیگری را گردن گرفته. این پنج پرونده مثل پنج جسد روی هم انباشته شده اند و دانشی به جای آنکه یکی را عمیق بکاود، همه را سطحی لمس می کند و رد می شود.
تماشاگر در بین انبوه شخصیت های فرعی، خانواده های ضجه زن، اولیای دمِ متزلزل و مقامات قضاییِ بی هویت گم می شود و در نهایت فقط حس خستگی و تهوع باقی می ماند.
مرتضی زند در فیلم طوری رفتار می کند که انگار اختیارات بیشتری حتی از یک میانجی گر دارد. او مدام وارد مذاکره با اولیای دم می شود، قول و قرار می گذارد، پرونده را به تاخیر می اندازد. دانشی برای آنکه قهرمان بسازد، تمام قواعد را زیر پا می گذارد. دیالوگ هایی که میان زند و خانواده های محکومان رد و بدل می شود، نه تنها غیرمعقول که مستقیماً ناقض سلسله مراتب قضایی است. یک نماینده ی قانون در آن موقعیت نمی تواند اینگونه احساسی و خارج از چارچوب حرف بزند؛ مگر آنکه فیلم نامه نویس عمداً بخواهد سیستم را خشک و بی روح نشان دهد و قهرمان را تنها ناجی انسانیت جلوه دهد.
سوتی بعدی در نحوه ی پرداختن به «بخشش» است. فیلم مدام فریاد می زند که درباره ی ی بخشودگی است، اما بخشودگی در «زنده شور» نه یک انتخاب اخلاقی پیچیده، بلکه یک دکمه ی احساسی است که هر وقت احتیاج به اشک گرفتن باشد فشار داده می شود. اولیای دم ناگهان نرم می شوند، پول رد و بدل می شود، و مرگ عقب می افتد یا اجرا می شود بدون آنکه منطق حقوقی پشت آن روشن باشد. در فقه و قانون قصاص، بخشودگی اولیای دم باید آزادانه و بدون اجبار باشد. اما فیلم طوری صحنه ها را می چیند که گویی فشار روانی نماینده ی دادستان و فضای زندان، خانواده ها را وادار به تصمیم می کند.
این تحریف احساسات شخصیت ها و توهین به مفهوم بخشودگی است. دانشی بخشودگی را به یک ابزار ملودراماتیک تقلیل داده تا تماشاچی با محکومان همذات پنداری کند و سیستم را مقصر بداند. فیلم به جای طرح پرسش درباره ی ی عدالت، به یک بیانیه ی ضدقصاصِ سطحی تبدیل می شود که حتی جرأت ندارد موضعش را صریح اعلام نماید و پشت واژه ی «بخشش» پنهان می شود.
شخصیت پردازی فاجعه بار است. مرتضی زند مقرر است وجدان بیدار سیستم باشد، اما در عمل یک مرد لرزان و بی حال است که بیش از آنکه کنش داشته باشد، واکنش نشان داده است. بهرام افشاری تلاش می کند جدی باشد، اما نقش آن قدر مبهم و متناقض نوشته شده که بازی او هم در نهایت به یک ماسک جدی تقلیل پیدا می کند. حامد بهداد در نقش یکی از محکومان یا اطرافیان، بیشتر به یک تیپ تکراری نزدیک است تا شخصیت. امیر جعفری در نقشی کوتاه اما سنگین، تنها کسی است که لحظاتی از حقیقت را به فیلم تزریق می کند، اما حتی او هم در بین هرج ومرج داستانک ها گم می شود. خانواده های اولیای دم و محکومان هم اغلب به ماشین های تولید اشک تبدیل گشته اند. گریه، التماس، فریاد، سکوت سنگین—همه چیز طبق فرمول ملودرام چیده شده تا تماشاچی فرصت فکر کردن نداشته باشد.
ریتم فیلم هم مثل یک بیمار درحال احتضار است. نیمه نخست تلاش می کند منطقی و حقوقی جلو برود، اما از سکانس اعدام دوم به بعد ناگهان به یک حمام احساسات تبدیل می شود. این تغییر لحن نه هنرمندانه که ناشی از ناتوانی فیلم نامه در حفظ انسجام است. پنج پرونده در دو ساعت نمی گنجد. دانشی مجبور شده هر کدام را سطحی لمس کند و بنابراین هیچ کدام عمق پیدا نمی کنند. تدوین هم به جای آنکه تنش بسازد، پراکندگی بوجود می آورد. موسیقی کارن همایونفر هم که قرار بود فضا را سنگین کند، اغلب مثل یک مداحی پشت صحنه عمل می کند و احساسات را مصنوعی تشدید می نماید.
دانشی ادعا می کند فیلمش سیاه نمایی نیست و درباره ی ی بخشودگی است. اما آن چه روی پرده می آید، تصویر سیستمی است که خشک، اشتباه کار، مصلحت اندیش و گاهی ظالم نشان داده می شود، در صورتیکه محکومان—حتی آن هایی که مرتکب قتل شده اند—با هاله ای از مظلومیت احاطه می شوند. این نه تعادل خاکستری که یک دوگانه سازی احساسی است. فیلم به جای آنکه مخاطب را به فکر وادارد، او را مجبور به همدردی الزامی می کند. و این بزرگ ترین خیانت «زنده شور» است: استفاده از رنج واقعی اعدام و قصاص برای ساختن یک محصول احساسی مصرفی که پس از خروج از سالن فراموش می شود.
در نهایت، «زنده شور» فیلمی است که از رنج تغذیه می کند بدون آنکه به آن احترام بگذارد. دانشی با سابقه ی مستندسازی اش می توانست اثری دقیق، سخت گیر و پرسش گر بسازد. به جای آن، یک ملودرام پر از گاف، شخصیت های سطحی و پیام های دوپهلو تحویل داد که بیشتر به یک پرفورمنس سیاه شباهت دارد تا سینما. این فیلم نه عدالت را می فهمد، نه بخشودگی را، نه حتی مرگ را. فقط از آنها استفاده می نماید تا تماشاچی را برای دو ساعت تحت فشار روانی قرار دهد و بعد رهایش کند. اگر سینمای اجتماعی مقرر است واقع نما باشد، «زنده شور» فقط فریاد دروغین است. و اگر مقرر است درام باشد، این فقط یک جنازه ی متورم است که هنوز نفس می کشد و نامش را هنر گذاشته اند.
خلاصه اینکه شب آغاز می شود، غسل توبه به انجام می رسد، و از همان لحظه مقرر می باشد تماشاچی با شمارش معکوس مرگ همراه شود.
اما آنچه روی پرده می آید، نه تنش واقعی، بلکه مجموعه ای از داستانک های پراکنده است که هر کدام می توانستند فیلم جداگانه ای باشند و حالا با نخِ نازکِ یک شب تا بامداد به هم دوخته شده اند.
یکی همسرش را کشته، یکی پدر و مادرش را، یکی سه نفر را در دفاع از دختری به قتل رسانده، یکی صاحب ماشین دزدی را، و آخری قتل دیگری را گردن گرفته. دانشی مجبور شده هر کدام را سطحی لمس کند و بدین سبب هیچ کدام عمق پیدا نمی کنند. این نه تعادل خاکستری که یک دوگانه سازی احساسی است.

منبع:

1405/07/11
12:23:19
5.0 / 5
7
تگهای خبر: بازی , تولید , حقوق , خانواده
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۲
جوان بین Javanbin