تقدیم به مادران ایران زمین

تقدیم به مادران ایران زمین به گزارش جوان بین سال جاری سی امین سالی است كه روز مادر را بدون مادر تجربه می كنم.


تجربه ایی سخت كه فقط كسانی كه مادر شان را از دست دادند می توانند درك كنند. مادر نماد عشق خالصانه است. مادران ما از ما به مناسبت این روز نه هدیه می خواهند نه گل و نه هیچ چیز دیگر. بلكه فقط سلامتی و عاقبت بخیری را برای ما از خداوند می خواهند. مادرانی كه بدن منت بزرگ مان كردند، به ما محبت زیاد كردند، از خواب شون زدند تا ما آرامش داشته باشیم. مادرانی كه هم در بودن شان به ما انرژی می دهند و هم در نبودن شان یادشان انرژی بخش است. نمی دانم چه كمی شود كه ما فرزندان خیلی مواقع این محبت های بدون منت مادران را وظیفه آنان می دانیم ولی وظیفه خودمان را در قبال شان فراموش می نماییم. خوشا به حال كسانی كه زخمی بر دل مادرشان ننهادند، و دعای مادر همیشه بدرقه زندگی شان هست.
نه آنانی كه از دیدن مادر ان شان طفره می روند و دنبال سرای سالمندان برای آنان هستند تا خود آرمش داشته باشند و حتی سال ها از یك تماس تلفنی دریغ می كنند و فراموش كردند كه این مادر بود ( كه در كنار پدر) از خواب و خوراك خود می زد تا فرزندان راحت بخوابند و زندگی كنند ولی صدای شان در نمی آمد. بیاییم برای مادران از دنیا رفته دعا نماییم تا مشمول رحمت الهی شوند. و برای مادرانی كه هستند آرزوی سلامتی نماییم و قدربودن شان را بدانیم. كمتر روزی است كه با یاد مارم نباشم. پس از سی سال هنوز دلم برایش تنگ می شود واحساس می كنم یك حامی و منلع بزرگ مهربانی وانرژی را از دست دادم.

بیاییم و بگذاریم مادران ما آزرده خاطر شوند. باور نماییم زندگی ارزشی این همه بی مهری ها نسبت به اطرافیان همچون والدین را ندارد. هر گاه این شعر دوست عزیم آقای فرهود جلالی كندلوسی را می خوانم تمام وجودم می لرزد.

چون آنچه كه در این شعر از مادر توصیف شده است را در زندگی ام دیدم و چشیدم. این شعر را تقدیم می كنم به همه مادران ایران عزیز:
تو مه جان ماره ته دا بمیرم (مادر عزیزم هستید، فدایت بشوم )
همش سبزه زاره ته دا بمیرم( همیشه سبزه زار هستید، فدایت شوم )
اگه دنیا سوز و سرما بوو(اگر تمام دنیا پر از سوز و سرما(زمستان) بشود)
همیشه بهاره ته دا بمیرم(شما همیشه بهار هستید، فدایت شوم)
نه نه ماه و نه روز تا كه گت بووم(فقط نه ماه و نه روز تحمل بزرگ شدن من را نكردید(اشاره به دوران حاملگی تا زایمان) بلكه تا تا بزرگ شوم هم این زحمت را كشیدید)
ته مِر بی قراره ته دا بمیرم(شما برای من بی قرار هستید، فدایت شوم)
اته راحت خو تنه آرزو(یك روز خواب راحت برایت آرزو شده است)
تو شو زینّه داره ته دا بمیرم (شب زنده دار هستید، فدایت شوم)
اته دل به پش تو نخارده غذا (یك بار با خیال راحت غذا نخوردید)
همش لقمه خواره ته دا بمیرم (همیشه ته مانده غذا را لقمه می كردید ومی خوردید)(كنایه از گذشت مادر)
ته دس مشت اوله ته دوش وچه (در حالی كه دستت از كار های سخت تاول زده، ولی بچه را روی كولت هم گذاشتی)
همش فكر كاره ته دا بمیرم (همیشه در حال كار كردن هستید، فدایت شوم)
ته كار و ته زحمت چه بی منّته (زحمتی هم می كشید هیچگاه منت نمی گذاری)
خب پرستاره ته دا بمیرم (بهترین پرستار هستی، فدایت شوم)
جان مارا ته كشه ی خوی دا (مادر جان، دلم برای خوابیدن در بغلت لك زده است)
مه دلّ قراره ته دا بمیرم (آرم و قرار دلم هستی، فدایت شوم)
خبی وینه بیه ته ور قرض گیرن (خوبی و مهربانی باید از شما یاد بگید خوبی را)
چراكه انّه خاره ته دا بمیرم (چون این قدر خوب هستی، فدایت شوم)
همه ی غم و غصه ره دارنه دل (همیشه غمخوارمردم هستید)
كوی استواره ته دا بمیرم (اما مثل كوه استوار هستی، فدایت شوم)
تَ فرق نكنه و چه خار و بد (برای شما فرند خوب و بد فرقی نمی كند)
چنّه با وقاره ته دا بمیرم (از بس كه با وقار هستی، فدایت شوم)
تِ ارمون اینه جمع بوون وچیله (آرزویت این است كه همه فرزندانت با هم باشند)
همه ی غمخواره ته دا بمیرم (غمخوار همه هستی، فدایت شوم)
اگه پر دنیّو و خنّه ی امید (اگر پدر كه امید خانه است، نباشد(فوت كند)
تو هم پرو ماره ته دا بمیرم (شما هم پدر هستی و هم مادر، فدایت شوم)
ته شرمنده مِ چی بوام جان مار (شرمنده ات هستم، چه بگویم ای مادر)
تو چشم انتظاره ته دا بمیرم (شما چشم انتظاری، فدایت شوم)
بهشتم ته مزّ كچیك و كمه (بهشت هم برای پاداش زجمت شما كم است(بهشت زیر پای مادردان است))
تو پره براره ته دا بمیرم (حتی برای پدرم هم برادری با وفا هستی، فدایت شوم)
جلالیِّ ارمون اینه نوینه (آرزوی جلالی این است كه هیچگاه)
و چه ی بی ماره ته دا بمیرم (هیچ كودكی را بی مادر نبینم)

خداوند همه مادران را رحمت كند. برای شادی روح شان صلواتی بفرستیم. برای مادرانی كه دركنارمان هستند از خداوند آرزوی طول عمر با عزت نماییم. قدر پدر و مادر را بدانیدكه جایگزین ندارند.

* انتشار یافته در وبلاگ نویسنده (دغدغه های یك مددكار اجتماعی). ۲۵ بهمن ۱۳۹۸

1398/12/09
14:22:51
5.0 / 5
3196
تگهای خبر: سلامت , وام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۱
جوان بین Javanbin
javanbin.ir - حقوق مادی و معنوی سایت جوان بین محفوظ است

جوان بین

اخبار جوانان و نوجوانان