اسناد سانسورشده چه می گویند؟

اسناد سانسورشده چه می گویند؟ جوان بین: بر پایه اسناد تاریخی، دستور حذف صفحات یک شماره مجله خارجی به علت گزارش هایی در رابطه با اشرف پهلوی صادر شد، اقدامی از جانب ساواک که تصویری از شیوه مدیریت افکار عمومی در حکومت پهلوی عرضه می کند.



به گزارش جوان بین به نقل از درگاه مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، در قسمتی از تاریخ معاصر ایران، خصوصاً در دوران حکومت پهلوی، روایتی شکل گرفته که از وجود فساد اداری و محدودیت های سیاسی سخن می گوید. این روایت از سال ۱۳۳۲ به بعد را دوره ای می داند که در آن، سیاست هایی برای کنترل فضای عمومی و مدیریت منابع کشور دنبال می شد. در این نگاه، اقدام هایی مانند سانسور رسانه ها، محدودیت مطبوعات و فعالیت نهادهایی مانند ساواک، بخشهایی از یک روند پیوسته تلقی می شوند. با این مقدمه، میتوان اظهار داشت که اسناد و تصمیم های آن دوره جدا از هم دیده نمی شوند، بلکه کنار هم تصویری کلی از ساختار قدرت آن زمان عرضه می دهند. بازخوانی این اسناد تنها مرور یک دوره تاریخی نیست، بلکه تلاشی است برای فهم بهتر شرایط سیاسی و اجتماعی آن سال ها.

سانسور برای حفظ «آبرو»


بر اساس سند محرمانه ای از ساواک به تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۳۷، دستگاه امنیتی حکومت پهلوی دستور سانسور شماره ی ۵۲۵۱ مجله ی «تایم» را صادر کرد. علت این دستور، انتشار گزارش هایی درباره ی ی کارهای مجرمانه و مفاسد اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی شاه، در صفحات وسط این مجله عنوان شده بود.[1]
در کتاب «زنان دربار به روایت اسناد ساواک» این چنین آمده است: «در محافل آگاه مطبوعاتی تهران شایع است که شماره های اخیر مجله تایم که به ایران ارسال شده تماماً از جانب سازمان اطلاعات و امنیت کشور سانسور و دو صفحه وسط آن بریده شده است. گفته می شود مندرجات این دو صفحه که ازطریق یک مخبر آمریکایی تهیه شده بود، در ارتباط با قاچاق مواد مخدر و باند قاچاقچیان هروئین و کوکائین در ایران بوده و والاحضرت اشرف پهلوی و اعلیحضرت همایون شاهنشاه و علیاحضرت ملکه مادر به ترتیب از گردانندگان باند فروشندگان مواد مذکور در خاورمیانه و ایران معرفی شده اند.»[2]
ساواک به خوبی می دانست که انتشار این مطالب، آن هم در یک نشریه ی معتبر غربی، می تواند پایه های تبلیغاتی رژیم را که مبنی بر «تمدن بزرگ» استوار بود، ویران کند. در ادامه ی گزارش ساواک آمده است: «در این مجله ذکر شده والاحضرت اشرف پهلوی به دلیل شناخته شدن در سفر هایی که برای حمل مواد مخدره می نمایند از جانب پلیس کشورهای اروپائی تحت نظر می باشد. گو اینکه والاحضرت در اصل حق ورود به خاک فرانسه را ندارد چونکه در هر مسافرتی [...] با استفاده از مصونیت خاندان سلطنتی اقدام به حمل مقادیر زیادی مواد افیونی و هروئین به خاورمیانه می نمایند.»[3]

پدرخوانده ای در لباس شاهدخت


این مورد تنها یکی از مصادیق سانسور در دوران پهلوی نبود، بلکه قسمتی از الگوی گسترده تری تلقی می شود که در آن، دستگاه امنیتی و اطلاعاتی رژیم، وظیفه ی پوشاندن ابعاد مختلف زندگی و کارهای جنجالی اشرف پهلوی را بر عهده داشت. بررسی اسناد و خاطرات برجای مانده از آن دوره نشان میدهد که اشرف پهلوی نه تنها از لحاظ موقعیت سیاسی، بلکه از جهت نفوذ در ساختار قدرت و مداخله در امور اجرائی کشور، یکی از تأثیرگذارترین و درعین حال بحث برانگیزترین چهره های خاندان سلطنت بود. واکنش های برخی سیاستمدارانِ وقت، همچون حسین علاء و اردشیر زاهدی، به ایفای نقش های او، خود گواهی بر دامنه ی این نفوذ و چالش های ناشی از آن در درون حاکمیت است.[4]
حسین فردوست، رئیس دفتر ویژه ی اطلاعات و نزدیک ترین دوست شاه، در خاطرات خود تصویری از خواهر دوقلوی شاه ارائه می کند که او را نه یک شاهزاده که یک «قاچاقچی بین المللی» معرفی می کند. فردوست می نویسد: «اشرف قاچاقچی بین المللی بود بطور مسجل عضو مافیای امریکاست و او به هرجا که می رفت در یکی از چمدان هایش هروئین حمل می کرد و کسی هم جرئت نمی کرد آنرا بازرسی کند. این مساله توسط بعضی مأمورین به من گزارش شد و من هم به محمدرضا اطلاع دادم که اشرف چنین کاری می کند. محمدرضا دستور داد که به او بگویید این کار را نکند همین! چه کسی بگوید، من؟ موقعی که خود محمدرضا نمی توانست یا نمی خواست جلوی اشرف را بگیرد، من که بودم و چطور می توانستم؟»[5]
اعتراف فردوست به عنوان یکی از مقامات بلندپایه ی اطلاعاتی رژیم، اعتبار ادعاهای مطرح شده درباره ی ی نقش اشرف در قاچاق مواد مخدر را بطور شایان توجهی می افزاید. بر طبق این سند، نه تنها این اتهامات بی اساس نبوده، بلکه شاه هم باوجود آگاهی کامل از آن، امکان مواجهه با خواهر خودرا نداشته است. فردوست در ادامه اشاره می کند که: «به هر حال مسئله قاچاق مواد مخدر و رابطه اشرف با مافیا کم کم علنی شد و به افتضاح کشیده شد و در مطبوعات خارجی بازتاب یافت.»[6]

مصونیت دیپلماتیک


اشرف پهلوی با سوءاستفاده از جایگاه خود و پاسپورت سیاسی، شبکه ای عظیم از ترانزیت مواد مخدر را مدیریت می کرد. در نوامبر ۱۹۶۱ در فرودگاه کوانترن (ژنو)، چمدان های اشرف مورد بازرسی قرار گرفت و مقادیر زیادی هروئین کشف شد، اما مأمورین فرودگاه وی را به خاطر مصونیت دیپلماتیک آزاد کردند. مجله ی آمریکایی «ساگا» در نوامبر ۱۹۷۳ به این ماجرا پرداخته[7] و علت آزادی اشرف را «ذخایر ارزی دربار شاه در بانکهای سوئیس» دانسته است.[8]
علاوه بر این، در تاریخ ۲۱ فوریه ۱۹۷۱ (۲ اسفند ۱۳۴۹) به دنبال دستگیری حسن قریشی و لو رفتن امیرهوشنگ دولو قاجار (آجودان شاه و سلطان خاویار)، باردیگر نام اشرف به میان آمد. روزنامه ی تریبون دوژنو در تاریخ ۱۱ آوریل ۱۹۷۲ نوشت: «همه چیز دال بر این است که شاه ایران که مقرر است برای افتتاح مجمع عمومی سازمان بین المللی کار به ژنو بیاید علاقمند است که این جریان با سرعت ممکن خاتمه پذیرد.» دربار ایران برای سرپوش گذاشتن بر این رسوایی، مبالغ هنگفتی رشوه به مقامات قضایی سوئیس پرداخت کرد تا پرونده مسکوت بماند.[9]
دامنه ی این فعالیتها چنان گسترده بود که مجله ی ساگا در مقاله ای با عنوان «ثروتمندترین و مشهورترین مردی که قاچاق مواد مخدر می کند» نوشت: «۱۴ تن تریاک قاچاق در مرز افغانستان گرفته شده، به کاخ سعدآباد، محل اقامت والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی برده می شود و بعد توسط [او] به فروش می رسد […] کلیه مواد مخدر پس از اینکه به دست مأمورین افتاد، باید پس از سی روز به کاخ سعدآباد فرستاده شود.»[10]

شبکه جنایت و حذف فیزیکی


خاطرات پروین غفاری، همچون منابعی است که به ابعاد دیگری از کارهای مورد انتساب به اشرف پهلوی پرداخته است. وی در روایت خود از قتل یک خلبان آمریکایی به نام «جک» سخن می گوید که به نقل از وی، در قاچاق کوکائین دست داشته است. بر طبق این روایت، اشرف پهلوی به علت نقشی که در این شبکه ها ایفا می کرده، در جریان یک رقابت مافیایی دستور حذف وی را صادر و سپس تلاش نموده با صحنه سازی، مسئولیت قتل را متوجه پروین غفاری کند.[11]
همچنین، حادثه ی ترور نافرجام اشرف در نیس فرانسه (شهریور ۱۳۵۶) که منجر به کشته شدن «فروغ خواجه نوری»[12] شد، پرده ای دیگر از ارتباطات خطرناک او با باندهای تبهکار برمی دارد. فردوست در این زمینه می نویسد: «ناگهان اتومبیلی جلویش را سد می کند و فروغ را که از ترس به اشرف چسبیده بود با یک رگبار خلاص می کند. بعدها مشخص شد که آنها از مافیا بوده اند.»[13]

تزانزیت مواد مخدر


بررسی ها نشان میدهد که حکومت پهلوی در حالیکه در داخل کشور نمایش «مبارزه با اعتیاد» اجرا می کرد و قاچاقچیان خرده پا را به جوخه های اعدام می سپرد، در بالاترین سطوح خود به مرکز ترانزیت مواد مخدر تبدیل گشته بود. ارتشبد فردوست با اشاره به نقش ارتشبد اویسی (فرمانده وقت ژاندارمری) می گوید: «اویسی سهم خودرا از تریاک های وارده از افغانستان و ترکیه بر می داشت. او تریاک های مکشوفه را هم بلند می کرد و می فروخت.»[14]
حتی درون دربار هم این مورد سبب تنش شده بود. طبق اسناد ساواک، یکی از بانوان نزدیک به اشرف اظهار داشته: «چندی پیش از مسافرت شاهنشاه به شیراز، بین [او] و والاحضرت اشرف پهلوی در مورد مداخله ی والاحضرت در امر قاچاق مواد مخدر گفتگو و مجادله می شود […] و حتی در پاسخ والاحضرت که با تندی در حضور برادر تاجدار خود صحبت می کرده فرموده اند: در صورت تکرار دستور خواهند داد که جلوگیری شود. روی همین اصل از روز مذکور تابحال بین شاهنشاه و والاحضرت اشرف پهلوی کدورت بوجود آمده و درحال قهر می باشند.»[15] اما این تذکرات شاه، نه از سر دلسوزی برای ملت که ناشی از ترس بی آبرویی بین المللی بود؛ ترسی که در قالب دستور ساواک برای جمع آوری مجله ی تایم خودرا نشان داد.
[1] سند خیلی محرمانه ساواک، تاریخ 26/11/1337، اصل سند را اینجا ببینید
[2] مرکز بررسی اسناد تاریخی (1381). زنان دربار به روایت اسناد ساواک: اشرف پهلوی، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی. ص 35.
[3] زنان دربار به روایت اسناد ساواک: اشرف پهلوی. ص35.
[4] فرهمند، جلال؛ حدیدی، مختار (1378). پهلوی ها، خاندان پهلوی به روایت اسناد، ج2: فرزندان رضاشاه، تهران: نظر. ص253.
[5] فردوست، حسین (1369). ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. ج1، تهران: اطلاعات. ص237.
[6] همان.
[7] ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. ج2، ص462.
[8] همان.
[9] پهلوی ها، ج2، ص276.
[10] بختیاری، شهلا (1384). مفاسد خاندان پهلوی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی. ص112.
[11] دفتر پژوهش های موسسه کیهان (1387). نیمه پنهان: اشرف پهلوی در حسرت آرزوهای بر باد رفته. ج34، تهران: دفتر پژوهش های کیهان. ص138-139.
[12] دوست صمیمی اشرف
[13] ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. ج1، ص237.
[14] همان، ص265.
[15] زنان دربار به روایت اسناد ساواک: اشرف پهلوی. ص37.
به اجمال، گفته می شود مندرجات این دو صفحه که ازطریق یک مخبر آمریکایی تهیه شده بود، در ارتباط با قاچاق مواد مخدر و باند قاچاقچیان هروئین و کوکائین در ایران بوده و والاحضرت اشرف پهلوی و اعلیحضرت همایون شاهنشاه و علیاحضرت ملکه مادر به ترتیب از گردانندگان باند فروشندگان مواد مذکور در خاورمیانه و ایران معرفی شده اند. [2] ساواک به خوبی می دانست که انتشار این مطالب، آن هم در یک نشریه ی معتبر غربی، می تواند پایه های تبلیغاتی رژیم را که بر اساس تمدن بزرگ استوار بود، ویران کند. دربار ایران برای سرپوش گذاشتن بر این رسوایی، مبالغ هنگفتی رشوه به مقامات قضایی سوئیس پرداخت کرد تا پرونده مسکوت بماند.[9] دامنه ی این کارها چنان گسترده بود که مجله ی ساگا در مقاله ای با عنوان ثروتمندترین و مشهورترین مردی که قاچاق مواد مخدر می کند نوشت: ۱۴ تن تریاک قاچاق در مرز افغانستان گرفته شده، به کاخ سعدآباد، محل اقامت والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی برده می شود و بعد توسط [او] به فروش می رسد […] کلیه مواد مخدر بعد از آنکه به دست مأمورین افتاد، باید بعد از سی روز به کاخ سعدآباد فرستاده شود.

منبع:

1404/12/03
14:37:38
5.0 / 5
13
تگهای خبر: امنیت , پژوهش , پلیس , تاریخی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۵
جوان بین Javanbin
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

javanbin.ir - حقوق مادی و معنوی سایت جوان بین محفوظ است

جوان بین

اخبار جوانان و نوجوانان - رسانه ای برای اندیشه های جوان - جوان بین: صدای نسل آینده