وطنیات ، ۲۴

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست جوان بین: شعر این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست سروده ای اثرگذار درباره ی غربت و دوری از وطن است که در آن، دلبستگی عمیق به هویت ملی و فرهنگی ایرانیان با بیانی شاعرانه و ماندگار جلوه گر شده است.




خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی:

موج بازگشت هم وطنان مهاجر از ایران به کشور خصوصاً در این دو جنگ اخیر، اهمیت وطن و گستره معنایی آن به هویت، خاطره و ریشه ها و خاستگاه فرهنگی را نشان داد. گستردگی این معنا در طول تاریخ بارها باعث انتخاب یا تغییر محل سکونت یا برنامه زندگی برای افراد شده، و البته اشعار بسیاری هم در این ارتباط سروده شده است.


شعر «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست» از سروده های شناخته شده خسرو فرشیدورد، ادیب و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی است. این شعر با زبانی ساده و تأثیرگذار، احساس غربت و دوری از وطن را بازتاب می دهد و بنابراین در بین ایرانیان، خصوصاً آنهایی که تجربه مهاجرت یا دوری از سرزمین مادری را داشته اند، بسیار شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته است.


خسرو فرشیدورد در سال ۱۳۰۸ در ملایر زاده شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را تا کلاس دهم در زادگاه خود گذراند و سپس با دریافت دیپلم از دبیرستان البرز تهران، مسیر علمی خویش را ادامه داد. وی در سالیان ۱۳۲۹ و ۱۳۳۸ به ترتیب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران دریافت کرد و در سال ۱۳۴۰ هم فوق لیسانس علوم اجتماعی را از همان دانشگاه گرفت. عاقبت در سال ۱۳۴۲ موفق به دریافت درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی شد و به عنوان یکی از محققان برجسته در عرصه دستور زبان فارسی شناخته شد.


تخصص اصلی فرشیدورد پژوهش در دستور زبان فارسی بود و در تحقیقات خود از دانش زبان های مختلف بهره می برد. او به زبان های فرانسوی، انگلیسی و عربی تسلط داشت و با زبان اسپانیایی و برخی زبان های کهن، همچون فارسی باستان، هم آشنا بود. وی از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ با سازمان لغت نامه دهخدا همکاری داشت و در تنظیم حرف «واو» نقش آفرینی کرد. همینطور از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ استادیار دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بود و بعد از آن به دانشگاه تهران منتقل شد؛ جایی که از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۸ استادیار، تا اردیبهشت ۱۳۵۴ دانشیار و سپس استاد دانشکده ادبیات شد.


دکتر فرشیدورد بعد از بازنشستگی هم تدریس را رها نکرد و تا چند ماه قبل از درگذشتش همچنان به آموزش دستور زبان فارسی در دانشگاه تهران ادامه داد. وی در جمعه ۸ دیماه ۱۳۸۸ در سرای سالمندان نیکان تهران چشم از جهان فروبست. از آثار ادبی او می توان به شعر «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست» اشاره کرد؛ سروده ای اثرگذار در رابطه با غربت و دوری از وطن که در آن، دلبستگی عمیق به هویت ملی و فرهنگی ایرانیان با بیانی شاعرانه و ماندگار جلوه گر شده است:


این خانه قشنگ است ولی خانه ی من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست


آن دخترِ چشم آبیِ گیسوی طلایی
طناز و سیه چشــم، چو معشوقه ی من نیست


آن کشور نو، آن وطنِ دانش و صنعت
هیچگاه به دل انگیزیِ ایران کهن نیست


در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کَلگری و نیس و پکن نیست


در دامنِ بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست


در پیکر گل های دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی خُتن نیست


آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هر جا که رَوَم، هیچ کجا خانه ی من نیست


آوارگی و خانه به دوشی چه بلاییست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست


من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست؟


هر کس که زَنَد طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست


پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست


هر چند که سرسبز بُوَد دامنه ی آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست


این کوه بلند است، ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست، ولی رود تجن نیست


این شهر عظیم است، ولی شهرِ غریب است
این خانه قشنگ است، ولی خانه ی من نیست...


درون مایه اصلی این شعر دلتنگی برای وطن و حس نداشتن تعلق به محیطی ناآشناست. شاعر خانه ای زیبا و آراسته را توصیف می کند، اما با تکرار عبارت «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست» نشان میدهد که زیبایی ظاهری یک مکان نمی تواند جایگزین پیوند عاطفی و خاطره های شکل گرفته در وطن شود. در این شعر، «خانه» تنها یک ساختمان نیست، بلکه نمادی از هویت، خاطره و ریشه های فرهنگی انسان و در گستره ای بزرگتر میهن و وطن به شمار می آید.


زبان شعر ساده، روان و صمیمی است و همین خصوصیت سبب شده پیام آن به خوبی با مخاطبان ارتباط برقرار کند. استفاده از تصویرهای ملموس مانند خانه، کوچه و باغچه در کنار اسامی شهر های خاطره انگیز و نام آشنا و تکرار جمله کلیدی شعر، بر بار عاطفی آن افزوده است. همین سادگی و صداقت در بیان سبب شده این شعر در حافظه فرهنگی ایرانیان ماندگار شود و به عنوان نمادی از دلتنگی برای وطن و پیوند عمیق انسان با سرزمین مادری یاد شود.


از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ استادیار دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بود و پس از آن به دانشگاه تهران منتقل شد؛ جایی که از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۸ استادیار، تا اردیبهشت ۱۳۵۴ دانشیار و سپس استاد دانشکده ادبیات شد. از آثار ادبی او می توان به شعر این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست اشاره کرد؛ سروده ای اثرگذار در ارتباط با غربت و دوری از وطن که در آن، دلبستگی عمیق به هویت ملی و فرهنگی ایرانیان با بیانی شاعرانه و ماندگار جلوه گر شده است: این خانه قشنگ است ولی خانه ی من نیست این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست آن دخترِ چشم آبیِ گیسوی طلایی طناز و سیه چشــم، چو معشوقه ی من نیست آن کشور نو، آن وطنِ دانش و صنعت هیچ وقت به دل انگیزیِ ایران کهن نیست در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان لطفی است که در کَلگری و نیس و پکن نیست در دامنِ بحر خزر و ساحل گیلان موجی است که در ساحل دریای عدن نیست در پیکر گل های دلاویز شمیران عطری است که در نافه ی آهوی خُتن نیست آواره ام و خسته و سرگشته و حیران هر جا که رَوَم، هیچ کجا خانه ی من نیست آوارگی و خانه به دوشی چه بلاییست دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست؟ هر کس که زَنَد طعنه به ایرانی و ایران بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست هر چند که سرسبز بُوَد دامنه ی آلپ چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست این کوه بلند است، ولی نیست دماوند این رود چه زیباست، ولی رود تجن نیست این شهر عظیم است، ولی شهرِ غریب است این خانه قشنگ است، ولی خانه ی من نیست...

1405/03/24
16:57:22
5.0 / 5
27
تگهای خبر: آثار , آموزش , بازنشستگی , پژوهش
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۱
جوان بین Javanbin
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

javanbin.ir - حقوق مادی و معنوی سایت جوان بین محفوظ است

جوان بین

اخبار جوانان و نوجوانان - رسانه ای برای اندیشه های جوان - جوان بین: صدای نسل آینده