گوهرها در ادب فارسی ، ۹
مرا عقیق تو باید، شکر چه سود کند؟
جوان بین: فراوانی عقیق و کاربردهای خیلی آن جهانی از معنا و نماد را نمایندگی می کند که نازک خیالی های شاعران و ادیبان ادب فارسی در این ساحت جلوه و بروز می یابد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: عقیق (Agate) بعنوان یکی از کانی های نیمه قیمتی خانواده کوارتز، با فرمول شیمیایی $SiO_۲$ و ساختار بلوری شش وجهی، از گذشته های دور جایگاه ویژه ای در صنعت جواهرسازی و فرهنگ ملل داشته است. این کانی به علت سختی بالا، خصوصیت های فیزیکی منحصربه فرد و پیوند عمیق با سنت های شرقی، همواره مورد توجه زمین شناسان و تاریخ نگاران بوده است.
عقیق سنگ سیلیسی سخت و بی تخلخلی است که به علت خصوصیت های بصری کدر و تنوع رنگی، از سایر هم خانواده های خود متمایز می گردد. بررسی های تاریخی نشان داده است که استفاده از این سنگ به هزاره های قبل از میلاد بازمی گردد و در متون کهن دانشمندانی نظیر ابوریحان بیرونی، جزییات دقیقی از معادن و خواص آن ثبت شده است. افزون بر جنبه های فنی، ریشه شناسی نام عقیق و پیوند آن با آئین های کهن، ابعاد فرهنگی گسترده تری به این کانی بخشیده است.
مشخصات فیزیکی و کانی شناختی
عقیق از نظر علمی دارای خصوصیت های ساختاری دقیقی است که پایداری و ارزش آنرا تبیین می کند، ترکیب شیمیایی آن دی اکسید سیلیسیم ($SiO_۲$) با وزن مولکولی ۶۰/۰۸ در حالت خلوص، سیستم تبلور شش وجهی (Hexagonal)؛ وزن مخصوص حدود ۲/۶ و درجه سختی بین ۶/۵ تا ۷ در مقیاس موهس؛ و مقاومت فیزیکی، این کانی به علت سختی بالا، بر روی شیشه خط می اندازد و تنها با ابزارهای الماسه قابل تراش است. همینطور به علت تراکم بالا، سوهان خور نبوده و فاقد تخلخل است؛ عقیق در اثر مالش دارای الکتریسیته مثبت شده و در اثر برخورد قطعات، خاصیت تابندگی پیدا می کند. همینطور در صورت اصطکاک شدید با فلزات (مانند آهن)، توانایی تولید جرقه و آتش را داراست.
عقیق سلیمانی تراش نخورده
کانی عقیق، بعنوان یکی از زیرمجموعه های شاخص خانواده «کلسدونی» و بر پایه ترکیب شیمیایی سیلیس، سهم قابل توجهی در صنعت جواهرسازی و بازارهای کانی های زینتی دارد. این سنگ که بواسطه تنوع در رنگ و ساختار نواربندی شناخته می شود، در کنار ارزش های زمین شناسی، جایگاه ویژه ای هم در فرهنگ عامه و باورهای سنتی داراست. گزارش حاضر به بررسی طبقه بندی انواع، تحلیل باورهای پیرامون خواص و تفکیک نگاههای علمی از ادعاهای سنتی در این عرصه می پردازد.
عقیق از نظر کانی شناسی، گونه ای کوارتز ریزبلورین است که به علت نفوذ ناخالصی های معدنی در پروسه رسوب گذاری، دامنه وسیعی از نقش ها و رنگ ها را پدید می آورد. تنوع ساختاری این کانی سبب شده است تا علاوه بر کاربرد در هنرهای تزئینی، در ادوار مختلف تاریخی با مفاهیم معنوی و نمادین هم پیوند بخورد. درک تمایز میان خصوصیت های فیزیکی سنگ و خصوصیت های منتسب به آن در علوم غریبه، برای انتخاب هوشمندانه این محصول ضروریست.
طبقه بندی گونه های شاخص عقیق برمبنای خصوصیت های ظاهری آنست، تفاوت در ترکیبات شیمیایی فرعی و نحوه تشکیل لایه ها، منجربه پیدایش گونه های متنوعی شده است که مهم ترین آنها عبارتند از: عقیق خزه ای (Moss Agate): مشخص شده با ادخال های سبز و سفید که شباهتی بصری به ساختارهای گیاهی دارند؛ عقیق شجر (Dendritic Agate): دارای الگوهای منشعب و درختی که در اثر نفوذ اکسیدهای منگنز و آهن شکل می گیرند؛ عقیق جزع / عقیق چشمی یا بابا غوری (Eye Agate): دارای لایه بندی متمرکز و حلقوی که در مرکز آن لکه ای تیره و مشابه چشم انسان دیده می شود؛ عقیق سرخ (Carnelian): از پرمصرف ترین انواع با طیف رنگی گرم (قرمز تا نارنجی) که شهرت جهانی دارد؛ عقیق سیاه (Black Onyx): سنگی با جلوه بصری تیره که در صنعت مد و جواهرات مدرن تقاضای بالایی دارد؛ عقیق کبود و آبی (Blue Lace Agate): گونه ای کمیاب تر با طیف رنگی آبی ملایم تا بنفش که دارای ارزش کلکسیونی است.
عقیق در فرهنگ عامه و باورهای سنتی و دینی
در طول تاریخ، برای انواع مختلف عقیق کارکردهای غیرمادی مختلفی متصور بوده اند. در منابع غیررسمی و باورهای بازار، خصوصیت هایی نظیر پیشرفت سطح تمرکز، تقویت اعتمادبه نفس، ایجاد آرامش روانی و محافظت در مقابل تنش های محیطی به این کانی نسبت داده می شود. همچنین، در عرصه های نمادگرایی، عقیق سبز با مفهوم «تعادل انرژی»، عقیق سرخ با «تقویت اراده و کنش گری» و عقیق سیاه با «حفاظت و دفع اضطراب» پیوند خورده است. البته از دیدگاه زمین شناسی و متون علمی معتبر، تمایز میان انواع عقیق صرفا ناشی از نوسانات در ترکیب ناخالصی ها، نحوه نواربندی و هندسه رسوب گذاری است و شواهد تجربی و آزمایشگاهیِ قطعی برای اثبات «خواص درمانی» یا «متافیزیکی» این سنگ ها عرضه نشده است.
در روایات دینی زدودن فقر و نفاق، نیک فرجامی، برآورده شدن حوایج و دفع غم و اندوه از خواص عقیق برشمرده شده، و به استفاده از انگشتری عقیق سفارش شده است. این حدیث منسوب به امام باقر ضد السّلام است که: «هرکس از شیعیان ما انگشتر عقیق در دست کند، جز خیر و نیکی و فراوانی روزی و سلامتی از انواع بلاها نبیند. انگشتر عقیق امانی است از پادشاه ستمگر و از هرچه که انسان از آن بیم دارد و دوری می جوید».
ریشه شناسی واژگانی و پیوندهای فرهنگی
برخلاف برخی فرضیات که نام عقیق را گرفته شده از رودی در ایتالیا می دانند، شواهد زبان شناختی نشان داده است که این واژه ریشه ای عربی دارد. واژه «عقیق» اصولا به معنای موی زرد و بور نوزاد است، بدین جهت نام گذاری این سنگ با رسم قدیمی «عقیقه» گره خورده است؛ آیینی که در آن موی نوزاد در هفتمین روز تولد تراشیده شده و قربانی ای به همین نام برای او ذبح می گردد. در گنجینه غزالی آمده است که: «شادی به چیزی باشد که روا باشد که بر آن شاد شود، چنان که در عروسی و ولیمه و عقیقه و وقت آمدن فرزند و ختنه کردن و بازرسیدن از سفر.»
عقیق از عهد باستان بعنوان سنگی زینتی و مقدس شناخته می شده است. مستندات تاریخی نشان دهنده استفاده مصریان قدیم از این سنگ در ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است. ابوریحان بیرونی در آثار خود از معادن عقیق در سرزمین های یمن، هند، جزیره سرندیب (سریلانکا)، روم و بلاد مغرب یاد کرده است. برخی دیگر از مورخان هم به معادن عربستان و بصره اشاره داشته اند. اما در بین تمامی خاستگاه ها، «عقیق یمنی» یا «یمانی» به علت کیفیت برتر، رنگ منحصربه فرد و طراوت بصری، شهرتی جهانی داشته و همواره بعنوان مرغوب ترین نوع عقیق در بین کارشناسان و بازرگانان شناخته شده است. چنان که حافظ میگوید:
سال ها باید که تا یک سنگ اصلی زآفتاب
لعل گردد در بدخشان، یا عقیق اندر یمن
عقیق در شعر و ادب فارسی
در متون کلاسیک و فرهنگ های لغت، سرخی و طراوت عقیق چنان زبانزد بوده که برای توصیف اشیای سرخ رنگ از استعاره «عقیق گون» استفاده شده است. در تشبیه و استعاره، از اشک سرخ عاشق در مقابل لبان سرخ معشوق عقیق کاربرد دارد، همینطور سرخی خون و سرخی می. مانند این ابیات:
من در غم تو عقیق می گریم (اشک خونین عاشق)
دانم که عقیق تو شکر خندد (لب معشوق)
*
لب میگون تو از غایت سرخی که در اوست
نتوان فرق نمودن ز عقیق یمنی
*
ای عقیق شکرآلوده ی تو پسته مثال
شوربخت این دلِ بریان که ندید از تو وصال
*
تو می به جامِ دگر کن که در پیاله من
به از شراب عقیقی بود سرشک عقیق
*
بسا که باده پرستان چشم ما هر دم
برات می، به عقیق مذاب بنویسند
از سوی دیگر، این باور وجود داشته که اگر عقیق سرخی رگه ای روشن تر داشته باشد را میان جگر گوسفند تازه ذبح شده قرار دهند، خون جگر را به درون می کشد و رنگ آن برمی گردد و آبدار و یکدست می شود. همین تعبیر را به خون جگر خوردن این گوهر (و البته در استعاره انسان) تعبیر می کنند، و رنگ عقیق جگری هم بدین جهت به این سنگ اطلاق می شود:
ز خون دیده خود خوش دلم که از جگر است
عقیق چون جگری باشد از یمن باشد
همچنین در استفاده از عقیق رنگ سرخ آن مراد بوده و در تشبیه دانه انگو و گل لاله را هم به عقیق و جام عقیقی مانند کرده اند، مانند این دو بیت از حافظ و منوچهری:
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
*
بشکفت لاله ها چو عقیقین پیاله ها
وانگه پیاله ها همه آکنده مشک و بان
در فرهنگ ایرانی اسلامی با سودجستن از این گوهر که با یمن در پیوند است، به اویس قرنی و رابطه او با حضرت رسول صلی الله ضد و آله هم اشاره می شود و معانی بدیع می آفریند:
مست دیدی که شکوفه اش همه دُرّ است و عقیق؟
باده ای کو چو اویس قرنی دارد بو
*
برو ای دلِ سبک رو، به یمن به دلبر من
برسان سلام و خدمت تو عقیق بی بها را
*
سنگ و گل را کند از یُمنِ نظر لعل و عقیق
هرکه قدرِ نفسِ بادِ یمانی دانست
عقیق جَزع یا عقیق چشمی یا بابا غوری لایه بندی متمرکز و حلقوی دارد و عمدتا به رنگهای سفید و سیاه یا قهوه ای است، و لکه ای تیره و مشابه چشم انسان در خود دارد. این خصوصیت هم دستمایه بهره بردن شاعران از این سنگ شده است: مانند این بیت بدر چاچی:
لعلش از خنده شکر از دُرِ تر برگیرد
جزعش از گریه دُرَر بر طبق زر گیرد
یا این بیت از صفای اصفهانی:
خیزد از لعلِ تو یاقوتِ روان
ریزد از جزع، عقیقِ یمنم
همچنین این باور وجود داشته که از مکیدن عقیق و نگهداشتنش زیر زبان، تشنگی و تب فرو مینشیند، قدما باور داشته اند که عقیق رافع تشنگی و تعدیل کننده طبع گرم بوده است. در بعضی روایات هم هنگامی که علی اکبر از فرط تشنگی نزد پدر رو می آورد، سید الشهداء انگشتر عقیق خودرا در دهان او قرار می دهد تا تشنگی اش را فرو بنشاند و او را به صبر می خواند و مژده نوشیدن آب از دست پیامبر (ص) پس از شهادت را به او می دهد:
دارم عقیقِ صبر به زیر زبان خویش
مانند خضر، تشنه ی آبِ بقا نیَم
همچنین از عقیق برای مهر بزرگان و شاهان استفاده می شده است، به این صورت که بر روی نگینِ عقیق نام یا لقبی را حک یا نقش می کردند نگین مُنقش و حک شده را در مرکب سیاه می زدند و آنرا بعنوان مُهر امضا در پای فرمان یا نامه به کار می بردند. از همین جا اصطلاح زیر نگین یا زیر فرمان کسی بودن بوجود آمده است، در این بیت صائب:
روی سرخ خویش را کرد از تهی مغزی سیاه
چون عقیق ساده دل، هرکس که صاحب نام شد
او از سیاه شدن روی سرخ عقیق بر اثر مُرکّب مُهر، تصویری می سازد برای دوری از قدرت و نام آوری در حوزه سیاست.
کوتاه سخن این که عقیق فراتر از یک کانی سیلیسی ساده، نمادی از تلاقی علم زمین شناسی، تاریخ باستان و فرهنگ اسلامی ایرانی است. خصوصیت های فیزیکی ممتاز نظیر سختی بالا و خاصیت جرقه زنی در کنار پیشینه غنی معدن کاوی در مناطقی چون یمن، این سنگ را به یکی از ارکان اصلی هنرهای تزئینی و اعتقادات سنتی در خاورمیانه و شمال آفریقا مبدل کرده است. همینطور فراوانی این گوهر و کاربردهای بسیار آن هم جهانی از معنا و نماد را نمایندگی میکند که نازک خیالی های شاعران و ادیبان ادب فارسی در این ساحت جلوه و بروز می یابد.
حرف آخر اینکه طبقه بندی گونه های شاخص عقیق برمبنای مشخصه های ظاهری آنست، تفاوت در ترکیبات شیمیایی فرعی و نحوه تشکیل لایه ها، منجر به پیدایش گونه های متنوعی شده است که مهم ترین آنها عبارتند از: عقیق خزه ای (Moss Agate): مشخص شده با ادخال های سبز و سفید که شباهتی بصری به چارچوب های گیاهی دارند؛ عقیق شجر (Dendritic Agate): دارای الگوهای منشعب و درختی که در اثر نفوذ اکسیدهای منگنز و آهن شکل می گیرند؛ عقیق جزع / عقیق چشمی یا بابا غوری (Eye Agate): دارای لایه بندی متمرکز و حلقوی که در مرکز آن لکه ای تیره و مشابه چشم انسان دیده می شود؛ عقیق سرخ (Carnelian): از پرمصرف ترین انواع با طیف رنگی گرم (قرمز تا نارنجی) که شهرت جهانی دارد؛ عقیق سیاه (Black Onyx): سنگی با جلوه بصری تیره که در صنعت مد و جواهرات مدرن تقاضای بالایی دارد؛ عقیق کبود و آبی (Blue Lace Agate): گونه ای کمیاب تر با طیف رنگی آبی ملایم تا بنفش که دارای ارزش کلکسیونی است. مانند این ابیات: من در غم تو عقیق می گریم (اشک خونین عاشق) دانم که عقیق تو شکر خندد (لب معشوق) * لب میگون تو از غایت سرخی که در اوست نتوان فرق نمودن ز عقیق یمنی * ای عقیق شکرآلوده ی تو پسته مثال شوربخت این دلِ بریان که ندید از تو وصال * تو می به جامِ دگر کن که در پیاله من به از شراب عقیقی بود سرشک عقیق * بسا که باده پرستان چشم ما هر دم برات می، به عقیق مذاب بنویسند از طرفی، این باور وجود داشته که اگر عقیق سرخی رگه ای روشن تر داشته باشد را میان جگر گوسفند تازه ذبح شده قرار دهند، خون جگر را به درون می کشد و رنگ آن برمی گردد و آبدار و یکدست می شود. همین تعبیر را به خون جگر خوردن این گوهر (و البته در استعاره انسان) تعبیر می کنند، و رنگ عقیق جگری هم بدین جهت به این سنگ اطلاق می شود: ز خون دیده خود خوش دلم که از جگر است عقیق چون جگری باشد از یمن باشد همینطور در استفاده از عقیق رنگ سرخ آن مراد بوده و در تشبیه دانه انگو و گل لاله را هم به عقیق و جام عقیقی مانند کرده اند، مانند این دو بیت از حافظ و منوچهری: ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد * بشکفت لاله ها چو عقیقین پیاله ها وانگه پیاله ها همه آکنده مشک و بان در فرهنگ ایرانی اسلامی با سودجستن از این گوهر که با یمن در پیوند است، به اویس قرنی و رابطه او با حضرت رسول صلی الله ضد و آله هم اشاره می شود و معانی بدیع می آفریند: مست دیدی که شکوفه اش همه دُرّ است و عقیق؟
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب