گواهی های انسانی، ۵۱
زیر باران شایعه
به گزارش جوان بین، ما قرار نیست از خبرها فاصله بگیریم یا در غار بی اطلاعی پناه بگیریم. مقرر است خبر را در جای خودش قرار بدهیم؛ وسیله ای برای شناخت وضع و انتخاب بهتر.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی:
در روزهای سخت خبرهای تأییدنشده یکی بعد از دیگری منتشر می شوند، و به این علت گاه بخش بزرگی از وقت ما صرف موضوع هایی می شود که خودمان انتخاب نکرده ایم. بامداد برنامه ای داریم، اما با دیدن یک پیام نگران کننده سراغ کانال های دیگر می رویم، از دوستانمان می پرسیم، و واکنش ها را می خوانیم. گاهی ساعت ها گذشته است، بی آنکه اطلاعات قابل اتکایی به دست آورده باشیم یا کاری از پیش برده باشیم.
این رفتار بی خود نیست. ذهن ما به نشانه های خطر و تغییر حساس است. به همین دلیل، نمی خواهیم همان کسی باشیم که از اتفاق مهمی خبر ندارد. اما میان اطلاع داشتن و دنبال کردن مداوم تفاوت بزرگی هست. برای اطلاع کافی است بدانیم چه ادعایی در بین است و اعتبارش چه قدر است. پیگیری بیشتر زمانی فایده دارد که به تصمیم مشخصی کمک نماید.
مشکل فقط وقت ازدست رفته نیست. وقتی هر خبر تازه ای مبحث گفت و گو و نگرانی ما را عوض می کند، اولویت های روزانه مان هم بتدریج تابع جریان خبر می شوند. حتی امکان دارد این مشغولیت را نشانه ی حضور فعال خودمان در جامعه بدانیم. راه ساده ای برای سنجش وضعمان داریم: قبل از سر زدن به خبرها بدانیم امروز چه چیزهایی برایمان مهم می باشد و بعد از خواندن هر خبر بپرسیم آیا واقعا دلیلی برای تغییر برنامه مان پیدا کرده ایم؟
فشار جمعی هم بر قضاوت اثر می گذارد. وقتی اطرافیانمان با اطمینان در مورد چیزی حرف می زنند، گفتن «نمی دانم» دشوار می شود. گاهی برای آنکه ساکت نمانیم، حدس را با اطمینان بیان می کنیم؛ حدسی که در عمل پخت وپز شایعه سازها است. در حالیکه می توانیم بپذیریم که هر چند خبری هست، اما در شرایط فعلی نه از علتش خبر داریم، نه جزئیاتش، و نه نتایج احتمالیش.
یک پرسش مهم دیگر هم هست؛ مساله را خودمان ساختیم یا به ما تحمیل کردند؟ خیلی از پیام ها همراه آن ادعای خبری، توضیح آماده ای درباره ی مقصر، پیامد، و وظیفه ما در جیب دارند. می توانیم این ها را از هم جدا نماییم، شواهد را مستقل بسنجیم، و بعد درباره ی ی آن چه به زندگی ما مربوط می شود تصمیم بگیریم.
ترس یا امید هم امکان دارد فاصله ی شنیدن را با عمل کردن کوتاه کنند. اگر دیگران چیزی می خرند، جایی می روند، یا تصمیمی سریع می گیرند، احساس می نماییم ما هم باید همان گونه عمل نماییم. اما عجله دیگران به تنهایی دلیلی برای عجله ما نیست. باید ببینیم خطر چه قدر جدی است، تصمیم چه قدر بازگشت پذیر است، و تاخیر چه قدر هزینه دارد. گاهی احتیاط فوری لازم است و گاهی چند ساعت صبر جلوی تصمیمی پرهزینه را می گیرد.
در انتشار خبر برای دیگران هم همین مسئولیت ها را داریم. قبل از فرستادن یک پیام از خودمان بپرسیم بر مخاطب چه اثری خواهد گذاشت. اگر اخطار لازم است، اطلاعات معتبر و اقدام لازم را منتقل نماییم. اگر چیزی نمی دانیم، افزودن نام دوستان به زنجیره ارسال کمکی به آنها نمی کند.
در نهایت قرار نیست از خبرها فاصله بگیریم یا در غار جهل پناه بگیریم. مقرر است خبر را در جای خودش قرار بدهیم؛ وسیله ای برای شناخت وضع و انتخاب بهتر. ارزش آگاهی به تعداد پیام هایی که خوانده ایم نیست؛ به اینست که بعد از خواندنشان بتوانیم با فکر خودمان تصمیم بگیریم و کار درستی انجام دهیم.
در حالی که می توانیم بپذیریم که هر چند خبری هست، اما در وضعیت فعلی نه از علتش خبر داریم، نه جزئیاتش، و نه نتایج احتمالیش. باید ببینیم خطر چه قدر جدی است، تصمیم چه قدر بازگشت پذیر است، و تاخیر چه قدر هزینه دارد.
منبع: جوان بین
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب