گواهی های انسانی ، ۱۹

گم شدن انتخاب

جوان بین: یکی از موفقیتهای بزرگ انقلاب صنعتی اینست که توانسته گزینش را جای انتخاب بنشاند. چیزی که ابداع را از آن حذف کرده اند، به ما می گوید آزاد هستیم؛ چون می توانیم از میان آن همه یکی را برداریم.
گم شدن انتخاب

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی:

انتخاب از جنس هنر است. هر انتخابی، اگر واقعی باشد، شامل ابداع و ابتکار هم هست. شما از چیزهایی که در اختیار دارید آغاز می کنید و با ابداع خودتان به ترکیبی می رسید که این ترکیب انتخاب شما است. قرار نیست همه چیز را خودتان بسازید. نه نقاش رنگ اختراع می کند و نه نویسنده کلمه می سازد. اما آن چه با این مواد اولیه می کنند انتخاب و هنر آنها است.
انتخاب چنین است: امکان ها از پیش وجود دارند، اما ترکیب را شما می سازید. چیزی که به زندگی شما اضافه می شود، سهم شما در ساختن این ترکیب است.
عجیب نیست که آزادی عمل شما حدی دارد. قسمتی از این حد را طبیعت تعیین می کند. بدن ما، زمان، مکان، مواد، و امکانات جهان هر کاری را ممکن نمی کنند. قسمتی دیگر نتیجه ی حضور دیگران است. من در جهان تنها نیستم که هرچه خواستم بکنم؛ خواست و عمل دیگران هم برای انتخاب من محدودیت بوجود می آورد. پس از این ها هم به نظم نهادی می رسیم. قانون، مالکیت، تقسیم کار، بازار، و سازمان اجتماعی هم قاعده می گذارند و محدودیت می سازند. همه این محدودیت ها چهارچوب انتخاب ما است، مثل بوم نقاش؛ و من طراح ترکیب هستم. محدودیت، به خودی خود، ابداع و ابتکار من و تو را از بین نمی برد.
حالا فرض کنید همین را هم از ما بگیرند. بوم سفیدی در کار نباشد. ما را به یک گالری ببرند و بگویند یکی را انتخاب کن و بردار و ببر. ترکیب ها را پیشاپیش بسازند. کسی چیزی را به شما تحمیل نمی نماید. فقط مسیر را طراحی نموده اند؛ نیازی دارید، به فروشگاه می روید، از بسته های موجود یکی را برمی دارید و پولش را می دهید. یک بسته رفتاری ازپیش ساخته، شما را به یک بسته فیزیکی ازپیش ساخته رسانده است. ظاهراً تمام مدت داشتید انتخاب می کردید، اما دقیقا کجای این مسیر چیزی ابداع کردید؟ کجای مسیر، خودتان طراح ترکیب بوده اید؟
این جا دیگر با محدودیت معمول نظم نهادی رو به رو نیستیم. با دیکتاتوری پنهان و نرم آن رو به رو هستیم. پنهان است چون کسی بالای سرمان نایستاده است. نرم است چون به جای اینکه بگوید «نکن»، مدام می گوید «انتخاب کن». شیر می خواهید؟ این چند جور شیر. ماست؟ این چند جور ماست. لباس؟ غذا؟ ماشین؟ ده ها و صدها گزینه پیش رویت هست. اما زیادشدن گزینه ها لزوماً امکانی برای ابداع به تو نمی دهد. صد نوع ماست، صد امکان گزینش است. اما چرا باید آنرا صد امکان انتخاب بدانیم؟ تعداد گزینه ها می تواند بیشتر شود، در حالیکه سهم شما در ساختن انتخاب کمتر شده است.
یکی از موفقیتهای بزرگ انقلاب صنعتی همین است که توانسته است گزینش را جای انتخاب بنشاند. ما در یک سیکل بسته برای یکدیگر کالا تولید می نماییم، جابه جا می نماییم، می فروشیم و می خریم. کار بردگان در بین بردگان می چرخد و در این بین خود کالا نقش عجیبی پیدا می کند: به نماینده نمادین آزادی و انتخاب تبدیل می شود. چیزی که ابداع را از آن حذف کرده اند، به ما می گوید آزاد هستیم؛ چون می توانیم از میان آن همه یکی را برداریم. دیکتاتوری نرم نظم نهادی اول انتخابمان را تا حد گزینش کوچک می کند و بعد همین امکان گزینش را به عنوان شاهد آزادی به ما نشان داده است.

به طور خلاصه یک بسته رفتاری ازپیش ساخته، شما را به یک بسته فیزیکی ازپیش ساخته رسانده است. با دیکتاتوری پنهان و نرم آن مواجه هستیم.

منبع:

1405/07/05
12:49:31
5.0 / 5
4
تگهای خبر: بازار , تولید , سازمان , صنعت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۵
جوان بین Javanbin
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها